سؤالی از محضر مبارک حضرت آیت الله سید علی محمد دستغیب در تاریخ ۱۳۹۸/۱۰/۲۵

بسمه تعالی

محضر مبارک حضرت آیت الله سید علی محمد دستغیب


سلام علیکم
به نظر حضرت‌عالی فقیه جامع‌الشرایطی که از همه جهت تهذیب نفس شده آیا امکان دارد با استدلال از قرآن و روایات و منطبق با حکم شرع در موضوعی حکم دهد و در جهت استمرار حرکت انبیاء علیه‌السلام و ائمه هدیٰ علیهم‌السلام راجع به آن موضوع کتاب هم نوشته باشد امّا در زمانی از آن حکمِ خود پشیمان شود و یا گفته شود آن حکم و موضوع از ناحیه تقیه بوده است؟

 

 

جواب معظّم‌له:

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از مواردی که معصومین علیهم‌السلام در روایات خود به آن اشاره کرده‌اند راجع به کسانی است که در زمان غیبت باید به آنها رجوع شود؛ حضرت این افراد را اینگونه معرّفی می‌کنند:
«فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ، حَافِظاً لِدِينِهِ، مُخَالِفاً عَلَی هَوَاه، مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوه»
اول از همه فقیه باشد یعنی عمر خودش را در راه فهم کتاب و سنت صرف کرده باشد و می‌تواند در حدی که زحمت کشیده از قرآن و سنت مسائل را استنباط کند.

صَائِناً لِنَفْسِهِ؛ «صَون» به معنی محافظت کردن است. یعنی مواظب خصوصیات نفس خودش باشد. می‌توان گفت تا حدودی از رعایت واجبات و محرمات بالاتر آمده و در تلاش برای زدودن صفات رذیله نفسانی است.
حَافِظاً لِدِينِهِ؛ دین خودش را حفظ کند یعنی چه؟ یعنی اول ازهمه واجبات را انجام دهد و حرام را ترک کند و این مسئله به صورت ملکه نفسانی‌اش شده یعنی شبه ‌محال است که معصیت یا حرامی از او سر بزند یا واجبی را ترک کند.
مُخَالِفاً عَلَی هَوَاه؛ یعنی بر هوای نفسش غالب باشد و مطیع امر مولایش باشد.

اگر چند فقیه که همگی دارای ویژگی‌هایی که معصوم علیه‌السلام ذکر کرده باشند بر موضوعی اتفاق نظر پیدا کردند مثلاً در زمانی که امام خمینی قیام کرد به غیر از مردم تعداد زیادی از فقها ایشان را تأیید کردند. از جمله در قم و مشهد کسانی که فقاهتشان قطعی، صائناً لنفسه‌شان حتمی، محافظت از دینشان همیشگی بود از جمله آیت الله العظمیٰ اراکی یا آیت الله العظمیٰ مرعشی نجفی یا آیت الله العظمیٰ میلانی رحمهم‌الله همگی حرکت امام خمینی رحمه‌الله را تأیید می‌کردند.
بنده زمانی که در نجف بودم در خاطرم است که در همان سال‌های ابتدایی آغاز نهضت امام خمینی یعنی سال ۴۲، آیت الله العظمیٰ حکیم رحمه‌الله و آیت الله العظمی خویی رحمه‌الله حرکت امام را تأیید می‌کردند، بزرگانی که هم فقاهت داشتند وهم سه ویژگی دیگری که معصوم بیان کرد را دارا بودند.

در شیراز هم آیت الله نجابت رضوان‌الله تعالی علیه و آیت الله شهید دستغیب قدس‌سره از حرکت امام خمینی رحمه‌الله حمایت می‌کردند و چه بسا اگر آیت الله العظمیٰ شیخ محمد جواد انصاری همدانی قدس‌سره هم در قید حیات بودند ایشان را تأیید می‌کردند همان‌گونه آيت الله العظمیٰ سید علی قاضی قدس سره در برخوردی که با امام خمینی رحمه‌الله داشتند حرکت ایشان را با صحبت از قیام علیه ظالم ستمگر مورد تأیید قرار داده بودند؛ درحالی‌که هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده بود و اگر حرکت امام خمینی درست نبود آیت الله قاضی چنین مطلبی را بیان نمی‌کردند.

مطلب دیگر اینکه چگونه همگی در مورد یک موضوع به صورت متّفق‌القول یک حرف واحد زدند؟ مگر آن حرف چه بود؟
امام خمینی یک فقیه وارسته که دارای صفات مذکور است قیام کرده و حکم کرده، هم به صورت عملی و هم به صورت لفظی که این حکومت شاه حکومت فاسدی است و ما می‌خواهیم اسلام را برقرار کنیم. وقتی مرحوم امام خمینی یک چنین حکمی می‌دهد و دیگر فقها تأیید می‌کنند نشانهٔ چیست؟
برای فهم مطلب مثالی عرض می شود:
وقتی که میرزای شیرازی قدس‌سره حکم به تحریم تنباکو داد و گفت «استعمال تنباکو حرام است»، به دنبال حکم ایشان همه فقهای آن زمان چه در ایران و چه در عراق همگی حکم ایشان را تأیید کردند و کسی به مخالفت بر‌نخاست. اسم این تبعیت را چه می‌توان نهاد؟ ولایت مطلقهٔ فقیه.

فرض کنید که دربارهٔ حکمی که ایشان دادند از کتاب و سنّت دلیلی برای حرمت نداشته باشیم که چنین نیست، ولی وقتی در عمل مشاهده می کنیم می‌بینیم که همهٔ علما از ایشان پیروی کردند. در موضوع حکم تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی و یا حکم میرزا محمدتقی معروف به میرزای کوچک و میرزای نائینی در بحث جهاد در برابر قشون روسیه و در آخر موضوع قیام امام خمینی، فقها به صورت عملی از این بزرگواران پیروی کردند.
و در مدرک حکم هنگام قیام امام خمینی آیت الله نجابت قدس‌سره سنگ تمام گذاشتند و با قرآن و روایات این موضوع را اثبات کردند در رساله‌ای با عنوان «ولایت مطلقهٔ فقیهِ متعهدِ مسؤول» که بنده موفق شده‌ام نیمی از این کتاب را شرح بزنم.

حالا اگر کسانی راجع به فتوای امام خمینی در باب سرنگونی حکومت شاهنشاهی صحبت کردند و خواستند خدشه‌ای وارد کنند جوابی که وجود دارد این است که این مسئله یک موضوعی نیست که در تاریخ سابقه نداشته باشد بلکه نمونه‌اش چنان که عرض شد حکم میرزای شیرزای درباره تحریم تنباکو است که فرمود:
«الیوم استعمال تنباکو و توتون بأیّ نَحْوٍ کَان، در حکم محاربه با امام زمان علیه‌السلام است.»
با این بیانی که شد آیا این مطلب یک واقعیت بوده یعنی پشتوانهٔ قرآن و سنّت را با خود دارد یا نه یک موضوع ساختگی است؟ آیا آقایانِ فقها را جوّ گرفته بود و مجبور بودند که حرکت امام را تأیید کنند ولی بعد پشیمان شدند؟
این‌طور نیست که پشیمانی در کار باشد زیرا اصل مسئله یک واقعیت درستی است، این‌طور نبوده مثل کسانی که زمان شاه وارد شهربانی یا ارتش می‌شدند و فرمانده می شدند می‌گفتند ما برای شاه قسم خوردیم که خیانت نکنیم و نمی‌توانیم از قسممان دست برداریم، آیا فقها هم همین‌طور بودند و قسم بیخود خورده بودند؟
رحمت خدا به آیت الله نجابت نه از نوشتن رسالهٔ ولایت مطلقهٔ فقیه پشیمان شدند و نه از حمایتی که از امام کردند پشیمان شدند برای اینکه از یک واقعیت غیر قابل انکار پشتیبانی کردند و همچنین سایر فقهای بزرگوار.
«مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَادًا لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَٰكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ»

خلاصه آنچه گفته شد: ما کان لبشرٍ نبوده تا به حال بشری که دلاّل خدا بشود، کتاب هم خدا به او بدهد، لتحکم بین الناس هم برایش بیان بفرماید، نبوّت هم به او عطا بفرماید پس از این مقامات آن پیامبر از نادانی‌اش بر گردد بگوید کُونُوا عِبَاداً لِي، بیایید مرا بپرستید. این در لسان هیچ پیامبری نبوده و سنّت حضرت احدیّت هم بر این جاری نشده که بگذارد دلّال خودش دروغگو از کار در بیاید.
هرگز مجتهد قطعی که سالیان طولانی عمر خود را جهت تحصیل علم قرآنی و روایی و تفسیر و اصول فقه همراه با تهذیب نفس گذرانده از روی هوای نفس حکمی صادر نمی‌کند امکان ندارد فقیه نسبت به حکم خود که برگرفته از قرآن و سنّت است خلافی صورت دهد چون جانش را برای اجرای احکام خدا گذاشته چطور امکان دارد از گفته خود پشیمان شود مگر در حکم خدا و سنّت خداوند تبدیل و تحویل است؟

«وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا»
اجماع علما و فقها و مجتهدین بر این امر تحقق پیدا کرد که امر حکومت و حکومت اسلامی لازم و واجب باید به هر نحو سنّت خداوند تبارک و تعالی اجرا شود لذا بزرگانِ از علما همچون آیت الله سید هادی میلانی و آیت الله سید روح الله خمینی و آیات عظام قم حاج شیخ محمد علی اراکی و سید محمد رضا گلپایگانی و سید شهاب الدین مرعشی و آیت الله دستغیب و آيت الله نجابت و در سرتاسر ایران علمای تهذیب نفس شده و مطیع از احکام الهی نسبت به ولایت فقیه و متعهدِ مسؤول و اجرای آن اتفاق داشتند چطور ممکن است این بزرگان نسبت به تصمیم خود پشیمان بشوند شاید نسبت به اجرای بعضی از آن اعتراضی باشد امّا راجع به اصل تحقق جمهوری اسلامی ایران هیچ تقیه و تغییر رأی ممکن نیست بیان این مطالب خلاف از ناحیه تفکر نظامیان قبل از انقلاب است که به شاه وفادار بودند و می‌گفتند ما قسم خورده‌ایم که وفادار باشیم هیچ از اسلام و احکام اسلام و مسئلهٔ اجتهاد و تقیه آگاهی نداشتند.

 

نصیحتی به دوستان


یادتان باشد از آقایان طلاب یا غیر طلاب این مسئله ظاهر نشود که ما بیخود انقلاب کردیم و چه کردیم و چه نکردیم. حواستان باشد ما انقلابمان درست بود و بنای ما در تبعیت از قرآن و اهل بیت علیهم ‌السلام است و کارمان نه خلاف بود و نه پشیمان هستیم امّا چیزی که الان می‌خواهیم این است که باید این انقلاب باقی باشد.
پس چه می‌گوییم؟ ما می‌گوییم چیزی که واقع مطلب است صدق و صفا و یک‌رنگی زمان امام را می‌خواهیم که برقرار شود و هیچ وقت نمی‌خواهیم این انقلاب از بین برود و پناه بر خدا عده‌ای راه بیفتند و شعار بدهند توپ تانک فشفشه...
والسلام

سید علی محمد دستغیب
۱۳۹۸/۱۰/۲۵

 


 
تمامی حقـوق نزد پایگاه اطلاع رسانی مسجد قبا محفوظ می باشد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید