سخنرانی شب هشتم محرم ۱۳۹۸ آیت الله سید علی محمد دستغیب

هرکس وارد مجلس امام حسین علیه‌السلام شود، قطعاً مورد نظر است و فیض می‌برد، ولی آن‌که دلش می‌شکند، اهمیت دیگری دارد. هرچه بشکند، از ارزش می‌افتد، امّا دل که شکست، ارزش فوق‌العاده پیدا می‌کند.

 

 بسم اﷲ الرحمن الرحیم

 

سخنرانی شب هشتم محرم ۱۳۹۸

شنبه ۱۳۹۸/۰۶/۱۶ 

مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی حاج سید علی محمد دستغیب

 


 دانلود فایل صوتی


مشاهده و دانلود فیلم جلسه

 

 

 

 

روایت

از امام باقر علیه‌السلام:

لَمَّا حَضَرَ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ علیه السلام الْوَفَاةُ ضَمَّنِي إِلَى صَدْرِهِ ثُمَّ قَالَ يَا بُنَيَّ أُوصِيكَ بِمَا أَوْصَانِي بِهِ أَبِي علیه السلام حِينَ حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ وَ بِمَا ذَكَرَ أَنَّ أَبَاهُ أَوْصَاهُ بِهِ قَالَ: «يَا بُنَيَّ إِيَّاكَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَا يَجِدُ عَلَيْكَ نَاصِراً إِلَّا اللَّهَ» (کافی، ۲، ۳۳۱)

هنگامى كه مرگ پدرم على بن الحسين فرا رسيد، مرا به سينۀ خود چسباند و فرمود: فرزندم! تو را سفارش كنم به آنچه پدرم هنگام مرگ به من سفارش كرد، و به همان چيزى كه او ياد آور شد پدرش به آن وصیت كرده بود: «پسرم، مبادا به كسى كه در برابر تو ياورى جز خدا نيابد، ستم كنى!»

مثلاً فرزندتان را دختر باشد یا پسر، بی‌جهت یا حتی به‌خاطرِ خطایی که کرده، کتک نزنید؛ چراکه ممکن است آه بکشد. اگر دلش شکست، کجا رود؟ همچنین اقوام دیگر و سایر افراد. مبادا با دست یا زبان یا با کارهای دیگر به آنها ستم کنید یا آبرویشان را بریزید!

بارها عرض کردیم شهید آیت‌اللّه دستغیب در یکی از کتاب‌هایشان نوشته‌اند دو کودک، یکی مسلمان و دیگری یهودی مقابل مغازۀ نانوایی بازی می‌کردند. کودک مسلمان ریگ داغی که تازه از تنور درآمده بود، در لباس یهودی انداخت و او را سوزاند. کودک یهودی آهی کشید و گفت الهی به خانه نرسی. کودک مسلمان به خانه نرسیده، مرد.

آه مظلوم این‌طور است؛ از هرکه باشد. درست است او هم کودک بود و نمی‌فهمید، ولی ظلم این‌طور است و این بازتاب را دارد.

روایت دیگر:

امام حسین علیه‌السلام فرمود:

«مَنْ دَعَا عَبْدًا مِنْ ضَلَالَةٍ إِلَى مَعْرِفَةِ حَقٍّ، فَأَجَابَهُ كانَ لَه مِنَ الأجرِ كَعِتقِ نَسِمَةٍ» (حکمت‌نامه امام حسین علیه‌السلام، ۱، ۳۳)

«کسی که بنده‌ای را از گمراهی به شناخت حق دعوت کند و او هم اجابت کند، ثواب آزاد کردن بنده‌ای را دارد.»

فضيل بن یسار گويد:

قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیهماالسلام قَوْلُ اللَّهِ فِي كِتَابِهِ «وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً» قَالَ مِنْ حَرَقٍ أَوْ غَرَقٍ قُلْتُ فَمَنْ أَخْرَجَهَا مِنْ ضَلَالٍ إِلَى هُدًى فَقَالَ «ذَلِكَ تَأْوِيلُهَا الْأَعْظَمُ‏» (محاسن، ۱، ۲۳۲)

از امام باقر علیه‌السلام دربارۀ اين آيه پرسيدم: «هركس يكى را زنده كند چنان است كه همۀ مردم را زنده كرده» گفت: يعنى هركس كسى را از سوختن يا غرق شدن نجات دهد. گفتم: اگر کسی را از گمراهى به راه آورد چه؟ گفت: اين بزرگ‌ترين تأويل آيه است.

اینکه دست کسی را بگیرید و صحبت کنید تا هدایت شود، مخصوصاً فرزند یا اقوام و خویشانتان را، ثواب بسیاری دارد. نگو بگذار به حال خودش باشد؛ نگو اجتماع خراب است و این‌ها حق دارند! وظیفۀ شما این است که نوجوان‌ها و جوان‌ها را اول در فامیل و بعد هم هرجا توانستید، به راه خدا بکشانید و با خدا آشنا کنید. این کار مثل این است که عدۀ زیادی را از مرگ نجات داده‌اید.

 

چند جمله از اسرار نماز

امام خمینی در کتاب ارزشمند سرّ الصلاة می‌نویسند:

ازالۀ نجاست از بدن و لباس و تخلیۀ جوف از ارجاس، و باطن از وسواس خناس است.

نجاستْ دورى از محضر انس و مهجورى از مقام قدس است، و منافى با نماز است که معراجِ وصولِ مؤمنین و مقرّب ارواح متقین است. و آن پیش عامه، قذارات معهوده است (نجاستِ لباس و بدن) و پیش خاصه، قذارات معنویّه است (بخل و حرص و حسد و کبر و...) و پیش اهل معرفت و اصحاب قلوب، همۀ عالم است، به جنبۀ سوائیت که مظهر شیطانِ رجسِ نجس است. (می‌خواهد نمازش طوری باشد که ملتفت شود غیر از خدای تعالی حی و عالم و قادری در عالم نیست. صفات خوب را جز خدا ندارد).

و در آداب خلوت وارد است: «بِسْمِ اللَّه وَ بِاللَّه، اعُوذُ بِاللَّه مِنَ الرّجْسِ النَّجِسِ الْخَبیثِ الْمُخْبِثِ الشَّیْطانِ الرَّجیم« و قال، تعالى شأنه: «وَ الرُّجْزَ فَاهْجُر».

پس، آنچه منافات دارد با محفل انس محبوب و مجلس قرب دوست از خود دور کن و خود را از آن مهجور. هجرت کن از رجس ظاهرى به تنظیف بدن و لباس و به تخلیه جوف از اذاى رجز شیطان، که فضول مدینه فاضله است؛ و از رجس باطنى، که مفسد مدینه عظما و أم القرى است، به تخلیه تامه و تصفیه کامله؛ و از اصل اصول و شجره ملعونه خباثت، به هجرت از انّیّت و انانیّت و ترک غیر و غیریت؛ (که دائم من‌من ‌کنی و بگویی من این کارها را می‌کنم؛ اگر من نبودم، این‌طور می‌شد و آن‌طور نمی‌شد؛ همه باید از من تبعیت کنند و به من بگویند چشم)

و چون بدین مقام رسیدى، از تصرف شیطان خبیث مخبث خارج شدى، و از رجز و رجس هجرت کردى، و لایق حضور درگاه جلیل و مخلع شدن به خلعت خلیل گردیدى؛ و یک رکنِ هجرت و مسافرت إلى اللَّه و معراج وصولْ حاصل شده (به‌وسیلۀ نماز که معراج مؤمن است، از جهت روحی بالا می‌روی؛ یعنی رو به اصل خودت می‌روی. اصل انسان خدای تعالی است). که آن خروج از منزلگاه و بیت نفس است؛ و باقى مانده رکن دوم، که در اصل نماز حاصل شود، و آن حرکت إلى اللَّه و وصول به باب اللَّه و فناى به فناء اللَّه است. قالَ تَعالى: وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً الَى اللَّه وَ رَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ اجْرُهُ عَلَى اللَّه» (تأویل و باطن آیه این است که از بیتش یعنی از نفس و منیّتش بیرون می‌آید) (سرالصلاة، ۲، ۵۵)

راجع‌به مراقبت وقت چنین آورده‌اند:

از بعض زوجات رسول اکرم صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله نقل شده که آن بزرگوار با ما مشغول صحبت بود و ما هم با او مکالمه می کردیم، همین که وقت نماز داخل می‌شد، گویی ما را نمی‌شناخت و ما او را نمی‌شناختیم و از هر چیز اشتغال خود را صرف می‌کرد و به حق مشغول می شد.

و جناب مولی الموحّدین علیه الصلوة و السلام وقتی که وقت نماز می‌شد به خود می‌پیچید و متزلزل می‌شد.

از آن حضرت سؤال شد: چه می‌شود تو را یا امیرالمؤمنین؟

می‌فرمود: آمد وقت امانتی که حقّ تعالی عرضه داشت بر آسمان‌ها و زمین و آنها ابا کردند از حمل آن و بر حذر شدند از آن. (إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولاً (احزاب، 72)

جناب علی بن الحسین علیهماالسلام وقتی مهیّای برای وضوء می‌شد رنگ مبارکش زرد می‌شد. سبب سؤال شد.

فرمود: آیا نمی‌دانید در حضور کی ایستادم؟

و در احادیث است که نشستن در مسجد برای انتظار نماز، عبادت است.

بالجمله آنها که عبادت حقّ و مناجات محبوب مطلق و مکالمه با مالک الملوک را تکلیف نمی‌دانستند و سر بارِ خود نمی‌پنداشتند، اگر از اهل حبّ و عشق بودند، لذّت مناجات حقّ و اشتیاق ملاقات محبوب را با مُلک هستی بدل نمی‌کردند و با حقّ و عبادت او عشق‌بازی می‌نمودند. و اگر از اهل ایمان بودند، می‌دانستند که حیات عالم آخرت و سرمایه زندگانی آن نشئه به عبادت حقّ است و بهشت جسمانی و حور و قصور آن، صور اعمال انسانی است: ﴿فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْرا یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرّا یَرَه﴾ (سرالصلاة، ۲، ۶۳)

 

صفات امام در قرآن

در ادامۀ مبحث آیاتی که در قرآن کریم راجع‌به اهل‌بیت علیهم‌السلام آمده و در کتاب شریف کافی جمع‌آوری شده، به این آیات و روایات می‌پردازیم:

أَنَّ الطَّرِيقَةَ الَّتِي حُثَّ عَلَى الِاسْتِقَامَةِ عَلَيْهَا وَلَايَةُ عَلِيٍّ علیه‌السلام

«طریقه» که در قرآن تأکید شده بر آن استقامت ورزید، ولایت علی علیه‌السلام و اولاد ایشان از معصومین است.

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه‌السلام فِي قَوْلِهِ تَعَالَى «وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً» (جن، ۱۶) قَالَ يَعْنِي لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى وَلَايَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَوْصِيَاءِ مِنْ وُلْدِهِ ع وَ قَبِلُوا طَاعَتَهُمْ فِي أَمْرِهِمْ وَ نَهْيِهِمْ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقاً يَقُولُ لَأَشْرَبْنَا قُلُوبَهُمُ الْإِيمَانَ‏ وَ الطَّرِيقَةُ هِيَ الْإِيمَانُ بِوَلَايَةِ عَلِيٍّ وَ الْأَوْصِيَاءِ (کافی، ۱، ۲۲۰)

امام باقر علیه‌السلام دربارۀ قول خداى تعالى «و اگر بر طریق حق استقامت کنند، از آبی فراوان و گوارا سیرابشان سازیم» فرمود: يعنى اگر بر ولايت على بن ابى‌طالب امیرالمؤمنین و اوصياء از فرزندان او استوار شوند و اطاعت آنها را در امر و نهی‌شان بپذيرند، آب فراوانى به آنها نوشانيم؛ يعنى ايمان را در دلشان جايگزين كنيم. مقصود از «الطریقه» ايمان به ولايت على و جانشينان اوست.

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا» فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام اسْتَقَامُوا عَلَى الْأَئِمَّةِ وَاحِدٍ بَعْدَ وَاحِدٍ «تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ‏» (فصلت، 30)

محمّد بن مسلم گويد: از امام صادق علیه‌السلام دربارۀ قول خداى عزّوجلّ پرسيدم «كسانى كه گفتند: پروردگار ما خداست و سپس استوار شدند» فرمود: يعنى بر امامان يكى پس از ديگرى استوار بماندند «فرشتگان بر ايشان نازل شوند كه بيم مداريد و اندوهگين مباشيد و به بهشتى كه به آن وعده می‌يافتيد، شادمان باشيد» (کافی، ۱، ۲۲۰)

 

أَنَّ الْأَئِمَّةَ علیهم‌السلام مَعْدِنُ الْعِلْمِ وَ شَجَرَةُ النُّبُوَّةِ وَ مُخْتَلَفُ الْمَلَائِكَة

امام علیه‌السلام معدن علم و درخت نبوت و محل رفت و آمد ملائکه است.

عَنْ خَيْثَمَةَ قَالَ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام «يَا خَيْثَمَةُ نَحْنُ شَجَرَةُ النُّبُوَّةِ وَ بَيْتُ الرَّحْمَةِ وَ مَفَاتِيحُ الْحِكْمَةِ وَ مَعْدِنُ الْعِلْمِ وَ مَوْضِعُ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفُ الْمَلَائِكَةِ وَ مَوْضِعُ سِرِّ اللَّهِ وَ نَحْنُ وَدِيعَةُ اللَّهِ فِي عِبَادِهِ وَ نَحْنُ حَرَمُ اللَّهِ الْأَكْبَرُ وَ نَحْنُ ذِمَّةُ اللَّهِ وَ نَحْنُ عَهْدُ اللَّهِ فَمَنْ وَفَى بِعَهْدِنَا فَقَدْ وَفَى بِعَهْدِ اللَّهِ وَ مَنْ خَفَرَهَا فَقَدْ خَفَرَ ذِمَّةَ اللَّهِ وَ عَهْدَهُ» (کافی، ۱، ۲۲۱)

خيثمه گويد: امام صادق علیه‌السلام فرمود: اى خيثمه! ما درخت نبوت و خانۀ رحمت و كليد حكمت و معدن علم و محل رسالت و جایگاه آمد و شد فرشتگان و محل راز خدا هستيم. ماییم امانت خدا در ميان بندگانش؛ مایيم حرم بزرگ خدا (پس رعايت و احترام ما از كعبه بيشتر است) ما هستيم امان خدا؛ ما هستيم پيمان خدا، هركه به پيمان ما وفا كند، به پيمان خدا وفا كرده و هركه با ما پيمان‏شكنى كند، پيمان و عهد خدا را شكسته است.

همۀ  این‌ بندهایی که امام فرمودند در قرآن وجود دارد.

 

أَنَّ الْأَئِمَّةَ علیهم‌السلام وَرَثَةُ الْعِلْمِ يَرِثُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً الْعِلْم‏

ائمه وارثان علم هستند که يكى پس از ديگرى علم را به ارث می‌برند.

قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه‌السلام يَمُصُّونَ الثِّمَادَ وَ يَدَعُونَ النَّهَرَ الْعَظِيمَ قِيلَ لَهُ وَ مَا النَّهَرُ الْعَظِيمُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله وَ الْعِلْمُ الَّذِي أَعْطَاهُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَمَعَ لِمُحَمَّدٍ صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله سُنَنَ النَّبِيِّينَ مِنْ آدَمَ وَ هَلُمَّ جَرّاً إِلَى مُحَمَّدٍ صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله قِيلَ لَهُ وَ مَا تِلْكَ السُّنَنُ قَالَ عِلْمُ النَّبِيِّينَ بِأَسْرِهِ وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله صَيَّرَ ذَلِكَ كُلَّهُ عِنْدَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه‌السلام (کافی، ۱، ۲۲)

امام باقر عليه السلام فرمود: مردم رطوبت را می‌مكند و نهر بزرگ را رها می‌كنند. عرض‏ شد: نهر بزرگ چيست؟

فرمود: رسول خداست و علمى كه خدا به او عطا فرموده. خداى عزّوجلّ سنّت‌هاى همۀ پيغمبران را از آدم تا محمّد صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله براى ایشان گرد آورد.

عرض شد آن سنّت‌ها چه بود؟

فرمود: همۀ علم پيغمبران. رسول خدا صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله همۀ آن را به امیرالمؤمنین عليه‌السلام تحويل داد.

قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه‌السلام «إِنَّ الْعِلْمَ يُتَوَارَثُ فَلَا يَمُوتُ عَالِمٌ إِلَّا تَرَكَ مَنْ يَعْلَمُ مِثْلَ عِلْمِهِ أَوْ مَا شَاءَ اللَّهُ» (کافی، ۱، ۲۲۳)

امام باقر علیه‌السلام  فرمود: علم با ارث منتقل مى‏شود؛ پس عالمى نميرد، جز اينكه كسى را كه مانند او يا آنچه خدا خواهد بداند، به‌جا گذارد.

یعنی خدای تعالی هرچه علم به پیامبران گذشته داده، همه را یک‌جا به پیامبر اکرم صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله عطا فرموده و ایشان هم آن را به علی علیه‌السلام و امام حسن و امام حسین علیهماالسلام و سایر ائمۀ اطهار علیهم‌السلام تا امام زمان به ارث گذاشته است.

 

فِي أَنَّ الْأَئِمَّةَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ فِي الْعِلْمِ وَ الشَّجَاعَةِ وَ الطَّاعَةِ سَوَاءٌ

ائمه صلوات اللَّه عليهم در علم و شجاعت و اطاعت برابرند.

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام قَالَ: قَالَ اللَّهُ تَعَالَى‏ «الَّذِينَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمانٍ‏ أَلْحَقْنا بِهِمْ‏ ذُرِّيَّتَهُمْ‏ وَ ما أَلَتْناهُمْ‏ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ» (طور، ۲۱) قَالَ‏ الَّذِينَ آمَنُوا النَّبِيُّ صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه‌السلام وَ ذُرِّيَّتُهُ الْأَئِمَّةُ وَ الْأَوْصِيَاءُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَلْحَقْنَا بِهِمْ وَ لَمْ نَنْقُصْ ذُرِّيَّتَهُمُ الْحُجَّةَ الَّتِي جَاءَ بِهَا مُحَمَّدٌ صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله فِي عَلِيٍّ علیه‌السلام وَ حُجَّتُهُمْ وَاحِدَةٌ وَ طَاعَتُهُمْ وَاحِدَةٌ (کافی، ۱، ۲۷۵)

امام صادق عليه‌السلام دربارۀ آيۀ «كسانى كه ايمان آوردند و فرزندانشان در ايمان از آنها پيروى كردند، فرزندانشان را به ايشان ملحق كنيم و از عملشان چيزى كم ندهيم» فرمود: كسانى كه ايمان آوردند، پيغمبر صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله و امیرالمؤمنین هستند، و فرزندان او، ائمه و اوصياء صلوات اللَّه عليهم باشند كه خدا فرمايد: به آنها ملحق می‌كنيم و حجتى را كه محمّد صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله دربارۀ على علیه‌السلام آورد، نسبت به اولادش كم نکنیم و حجت همه يكى است و اطاعتشان يكسان و بر همه واجب است.

 

اهمیت دل‌شکستگی

سلام خدا بر حسین بن علی علیهماالسلام. در این چند شب اشاراتی به مقام حضرات معصومین علهیم‌السلام و خصوصاً حضرت اباعبداللّه علیه‌السلام شد و دوستان عزیز ملتفت شدند همان‌طور که طبق روایت اگر همۀ عالم به مولا علی علیه‌السلام متوسل شوند، حضرت همه را به‌اذن‌اللّه بلند می‌کند و از نفس و شیطان می‌رهاند، امام حسین علیه‌السلام و سایر ائمۀ اطهار علیهم‌السلام هم همین‌طور هستند.

امّا خصوصیتی که خدای تعالی به امام حسین علیه‌السلام ارزانی داشته که به‌قول حضرت آیت‌اللّه‌العظمی نجابت سرّی از اسرار الهی هستند -گو اینکه همۀ ائمه سرّ خدایند- این است که ایشان مانند خدای تعالی «عِنْدَ الْمُنْكَسِرَةِ قُلُوبُهُم‏» نزد دل‌های شکسته است.

از رسول خدا صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله سؤال شد: خدا کجاست؟ فرمود: «عِنْدَ الْمُنْكَسِرَةِ قُلُوبُهُم‏» (دعوات راوندی، ۱۲۰)

وقتی همۀ راه‌ها بسته می‌شود و بندۀ مضطر و بیچاره، از همه‌جا بریده، رو به درگاه حق تعالی می‌کند، خداوند همان زمان به او نظر رحمت می‌فرماید. چنین کسی نزد پروردگار ارجمند است. به همین میزان کسی که برای حسین علیه‌السلام و مصائب او دل‌شکسته می‌شود، ارزش می‌يابد.

همان‌طور که خدای تعالی نزد دلِ شکسته است، دلی که برای امام حسین علیه‌السلام بشکند، حسینی است.

اظهار محبّت به حضرت اباعبداللّه به هر شکل باشد، خوب است؛ چه با مرثیه خوانی، چه با سینه‌زنی، چه با زنجیرزنی، امّا آنچه اهمیت دارد و در روایات رسیده، گریه بر حضرت سیدالشهداست؛ چراکه گریه اثر شکستگی دل است و همین امر انسان را بیرون می‌آورد و همچنین گریاندن و سعی کردن برای گریه، همانطور که در روایات است.

هرکس وارد مجلس امام حسین علیه‌السلام شود، قطعاً مورد نظر است و فیض می‌برد، ولی آن‌که دلش می‌شکند، اهمیت دیگری دارد. هرچه بشکند، از ارزش می‌افتد، امّا دل که شکست، ارزش فوق‌العاده پیدا می‌کند.

دوستانی که به مجالس امام حسین علیه‌السلام مشرف می‌شوند و محبّت ایشان را در دل دارند، از خود آقا بخواهند در این چند روزی که مانده، عنایتی کند و دل‌ها شکسته شود.

برچسب ها: آیت الله دستغیب, نماز, محرم, امام حسین


 
تمامی حقـوق نزد پایگاه اطلاع رسانی مسجد قبا محفوظ می باشد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید