سخنرانی شب ششم محرم ۱۳۹۸ آیت الله سید علی محمد دستغیب

حال این مذهب شیعه، صاف و پاک به دست ما رسیده، جوان‌ها و نوجوان‌های عزیز حیف است این گوهر ارزشمند را از دست بدهید! مبادا عمرتان را جز با محبّت اهل‌بیت و اطاعت ایشان سر کنید. مراقب باشید آنچه با خون‌ دل‌های ائمۀ اطهار علیهم‌السلام و اولیای خدا به دست شما رسیده، برای خود و فرزندانتان حفظ کنید! اگر چنین کنید، قطعاً خون حسین علیه‌السلام پایمال نمی‌شود. اگر هم خدای ناکرده غیر از این باشد و با دستِ خود آسیبی به آن بزنید، البته هرگز خون حسین بن علی علیهماالسلام پایمال نمی‌شود، امّا خودمان ضرر می‌کنیم.

 

 بسم اﷲ الرحمن الرحیم

 

سخنرانی شب ششم محرم ۱۳۹۸

پنجشنبه ۱۳۹۸/۰۶/۱۴ 

مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی حاج سید علی محمد دستغیب

 


 دانلود فایل صوتی


مشاهده و دانلود فیلم جلسه

 

 

 

 

روایت

قَالَ الحُسَیْن عَلَيْهِ السَّلَامُ:

«اصْبِرْ عَلَى مَا تَكْرَهُ فِيمَا يَلْزَمُكَ الْحَقُّ، وَ اصْبِرْ عَمَّا تُحِبُّ فِيمَا يَدْعُوكَ إِلَيْهِ الْهَوَى» (نزهة الناظر و تنبيه الخاطر، ۸۵)

«در آنچه حق تو را بدان ملزم کرده و تو اکراه داری، صبر کن و نیز در برابر آنچه دوست داری و هوای نفس تو را به آن می‌خواند، صبر کن.»

در آنچه لازم است به‌جا بیاوری؛ از واجبات و مستحبات، و نفس ناراحت است، تحمل و استقامت کن. از آن طرف آنچه نفس میل دارد انجام دهی که صلاح نیست؛ از محرمات و مکروهات غلیظ و حرف‌های بیهوده، استقامت کن و پا بر نفست بگذار و صرف‌نظر کن!

روایت دوم:

امام صادق علیه‌السلام فرمود مردی به امام حسین علیه‌السلام نوشت در دو کلمه مرا موعظه کن! حضرت در پاسخش مرقوم فرمود:

«مَنْ حَاوَلَ أَمْراً بِمَعْصِيَةِ اللَّهِ كَانَ أَفْوَتَ لِمَا يَرْجُو وَ أَسْرَعَ لِمَجِي‏ءِ مَا يَحْذَرُ»  (کافی، ۲، ۳۷۳)

« هرکه با نافرمانی خدا در طلب چیزی باشد، آنچه اميد دارد، زودتر از دستش می‌رود، و از آنچه می‌گريزد، زودتر بر سرش می‌آيد.»

کسی که در پی معصیت خداست، آنچه امید داشت از این گناه برایش حاصل شود، زودتر از دستش می‌رود و از آنچه گریزان بود و می‌خواست با گناه آن را دور کند، زودتر بر سرش می‌آید.

روایت سوم:

امام حسین علیه‌السلام در ضمن خطبه‌ای فرمود:

«فَإِيَّاكَ أَنْ تَكُونَ مِمَّنْ يَخَافُ عَلَى الْعِبَادِ مِنْ ذُنُوبِهِمْ وَ يَأْمَنُ الْعُقُوبَةَ مِنْ ذَنْبِهِ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَا يُخْدَعُ عَنْ جَنَّتِهِ وَ لَا يُنَالُ مَا عِنْدَهُ إِلَّا بِطَاعَتِهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ» (بحارالأنوار، ۷۵، ۱۲۰)

«مبادا از كسانى باشى كه به‌خاطرِ گناهان بندگان خدا بر سرنوشت آنان بيمناک است، ولى از عقوبت گناه خويش غافل است و خاطرى آسوده دارد؛ زيرا خداى تبارک و تعالى دربارۀ بهشتش گول نمى‏خورد و آنچه نزد اوست، جز به طاعت و فرمانبردارى به دست نمی‌آيد. ان شاء اللَّه!»

باید با خدا صادق بود و مکر و حیله با او نبست! اگر کسی صادق بود، خدا هم کمکش می‌کند.

تذکرِ دوبارۀ نماز

در این شب‌ها دربارۀ نماز گفتیم و امیدواریم برادران و خواهران گرامی نماز را فراموش نکنند که این فریضه همه‌جا به‌کار انسان می‌آید و از عالم برزخ تا قیامت، اولین چیزی که دربارۀ آن سؤال می‌کنند، بعد از ایمان به خدا و اعتقاد به پیامبر و ائمۀ اطهار علیهم‌السلام، نماز است. به این واجب الهی اهمیت بدهید که باعث می‌شود امیدِ انسان زیاد شود؛ از بسیاری گناهان پرهیز کند و به آیندۀ خود امیدوار باشد؛ این‌ها خاصیت‌های نماز است. سعی کنید تا آنجا که می‌شود با حضور قلب و اول وقت آن را به‌جا آورید!

خدای تعالی در سورۀ بقره ویژگی‌های اهل تقوا را ابتدا ایمان به غیب، سپس اقامۀ نماز و بعد از آن پرداخت زکات معرفی می‌فرماید:

﴿ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدىً لِلْمُتَّقينَ ۞ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ﴾ (بقره، ۲و ۳)

«اين كتاب كه هيچ شكى در آن نيست، مايۀ هدايت پرهيزكاران است. آنان كه به غيب ايمان دارند و نماز به‌پا مى‌دارند و از آنچه روزيشان كرديم انفاق مى‌كنند.»

همچنین عرض شد زکات حقّی است گردنِ انسان که باید از اموال و دارایی‌هایش بپردازد. به‌علاوه باید چیزهایی را از جوارح و قلب خود دور کند تا حقِّ درونش آشکار شود.

امام صادق علیه‌السلام در روایت دعائم الاسلام ارکان دین را نماز و روزه و حج و صوم معرفی و کلید آنها را ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام بیان کردند.

 

صفات امام

در ادامۀ بیان صفات ائمۀ اطهار علیهم‌السلام از اصول کافی، کتاب الحجه، اکنون به این صفات می‌پردازیم:

أَنَّ الْأَئِمَّةَ علیهم‌السلام نُورُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏

قرآن کریم در سورۀ نور می‌فرماید:

﴿اللَّهُ‏ نُورُ السَّماواتِ‏ وَ الْأَرْضِ‏﴾ (نور، ۳۵)

«خداوند نور آسمان‌ها و زمین است.»

آیه فوق اشاره به ائمۀ اطهار علیهم‌السلام است.

أَنَّ الْأَئِمَّةَ هُمْ أَرْكَانُ الْأَرْض‏

ائمه علیهم‌السلام ارکان زمین هستند. یعنی طبق ارادۀ پروردگار همه‌چیز اطراف ایشان می‌چرخد.

أَنَّ الْأَئِمَّةَ وُلَاةُ الْأَمْرِ وَ هُمُ النَّاسُ الْمَحْسُودُونَ

ائمه علیهم‌السلام ولیّ امر و مورد حسد مردم هستند.

﴿أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ‏﴾ (نساء، ۵۴)

«يا به‌خاطرِ آنچه خداوند از فضلِ خويش به آنان بخشيده، حسد مى‌ورزند.»

از حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام دربارۀ آیۀ فوق روایت شده: «نَحْنُ الْمَحْسُودُونَ» به ما حسد می‌ورزند.

دشمنانِ اهل‌بیت که سراغ دیگران رفتند و اعتقادی به حضرات ندارند، به ایشان حسد می‌برند. در ادامۀ آیۀ فوق می‌خوانیم:

﴿فَقَدْ آتَيْنٰا آلَ إِبْراهِيمَ اَلْكِتٰابَ وَ اَلْحِكْمَةَ وَ آتَيْنٰاهُمْ مُلْكاً عَظِيماً﴾

«ما به آل‌ابراهيم كتاب و حكمت داديم و مُلكى عظيم به آنان بخشيديم.»

امام باقر علیه‌السلام دربارۀ این قسمت می‌فرمایند:

«فَكَيْفَ يُقِرُّونَ فِي آلِ إِبْرَاهِيمَ علیه‌السلام وَ يُنْكِرُونَهُ فِي آلِ مُحَمَّدٍ صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله قَالَ قُلْتُ «وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً» قَالَ الْمُلْكُ الْعَظِيمُ أَنْ جَعَلَ فِيهِمْ أَئِمَّةً مَنْ أَطَاعَهُمْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاهُمْ عَصَى اللَّهَ فَهُوَ الْمُلْكُ الْعَظِيمُ» (کافی، ۱، ۲۰۶)

«چگونه اين مردم دربارۀ آل‌ابراهيم عليه‌السلام اين مقام را معترف‌اند، امّا دربارۀ آل محمّد صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله انكار می‌كنند؟»

راوی پرسید: «وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً» (به ايشان ملکی عظیم داديم) چيست؟

فرمود: «ملک عظیم این است كه امامان را در خاندانی قرار داد که هركه اطاعتشان كند، خدا را اطاعت كرده و هركه نافرمانى آنها كند، نافرمانى خدا كرده است.»

أَنَّ الْأَئِمَّةَ هُمُ الْعَلَامَاتُ الَّتِي ذَكَرَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كِتَابِه‏

ائمه علیهم‌السلام علاماتی هستند که خداوند در کتابش آنان را یاد کرده.

از امام رضا علیه‌السلام دربارۀ این آیه سوال شد: «وَ عَلاماتٍ‏ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ‏» نشانه‌هایی قرار داد و به‌وسیلۀ ستارگان هدایت می‌شوند. (نحل، ۱۶)

فرمود: «نَحْنُ الْعَلَامَاتُ وَ النَّجْمُ رَسُولُ اللَّهِ صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله» ما علامات هستیم و رسول خدا صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله ستاره است. (کافی، ۱، ۲۰۷)

در بیابان‌ها و دریاها مردم با ستاره‌ها و خورشید و ماه راه خود را پیدا می‌کردند. امروز هم خدای تعالی به‌وسیلۀ دستگاه‌ها مردم را راهنمایی می‌کند.

أَنَّ الْآيَاتِ الَّتِي ذَكَرَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كِتَابِهِ هُمُ الْأَئِمَّةُ علیهم‌السلام

آیاتی که خدای تعالی در کتابش ذکر کرده، ائمۀ اطهار علیهم‌السلام هستند.

از امام صادق علیه‌السلام دربارۀ این آیه سوال شد:

﴿وَ ما تُغْنِي الْآياتُ وَ النُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ﴾ (یونس، 101)

«این نشانه‌ها و هشدارها برای قومی که ایمان نمی‌آورند، سودی ندارد.»

فرمود: «الآيَاتُ هُمُ الْأَئِمَّةُ وَ النُّذُرُ هُمُ الْأَنْبِيَاء» ائمه آیات هستند و هشدار دهنده، انبیاء. (کافی، ۱، ۲۰۷)

کسانی که ایمان ندارند، اعتنا نمی‌کنند، امّا مؤمنان واقعی و شیعیان علی علیه‌السلام اعتنا می‌کنند و فایده به‌حالشان دارد.

از امام رضا علیه‌السلام راجع‌به این آیه سؤال شد:

﴿يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ‏ الصَّادِقينَ‏﴾ (توبه، ۱۱۹)

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! تقوای الهی پیشه کنید و با صادقان باشید.»

فرمود: «الصَّادِقُونَ هُمُ الْأَئِمَّةُ وَ الصِّدِّيقُونَ بِطَاعَتِهِم» صادقون ائمه هستند و طاعتشان از خدای تعالی گواه راستی و صدقشان است. (کافی، ۱، ۲۰۸)

أَنَّ أَهْلَ الذِّكْرِ الَّذِينَ أَمَرَ اللَّهُ الْخَلْقَ بِسُؤَالِهِمْ هُمُ الْأَئِمَّةُ

ائمه علیهم‌السلام «اهل ذکر» هستند که خداوند به مردم دستور داده از آنها بپرسند.

امام رضا علیه‌السلام در مناظره با علمای ادیان دربارۀ آیۀ ﴿فَسْئَلُوا أهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏﴾ اگر نمى‏دانيد، از اهل ذكر بپرسید! (نحل، ۴۳) فرمود: ما «اهل ذكر» هستيم؛ پس اگر نمى‏دانيد، از ما سؤال كنيد!

سپس فرمودند: «ذكر» رسول‌اللّه است و ما نيز اهل (خانواده) او هستيم. اين مطلب در سورۀ طلاق روشن است، آنجا كه مى‏فرمايد:

﴿فَاتَّقُوا اللَّهَ يا أُولِي الْألْبابِ الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً ۞ رَسُولاً يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ مُبَيِّناتٍ﴾ (طلاق، ۱۰ و ۱۱)‏

«تقوای الهی پیش گیرید! اى عاقلان؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! خداوند برای شما ذكر فرستاد. ۞ رسولى كه آيات روشن الهى را بر شما تلاوت مى‏كند.»

پس ذكر، رسول خدا صلّی‌اللّه‌عليه‌وآله است و ما اهل (خاندان) او هستيم.

أَنَّ مَنْ وَصَفَهُ اللَّهُ تَعَالَى فِي كِتَابِهِ بِالْعِلْمِ هُمُ الْأَئِمَّةُ علیهم‌السلام

کسانی که خدای تعالی با وصف علم در کتابش توصیف کرده، ائمه علیهم‌السلام هستند.

﴿هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ‏ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ‏ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ﴾ (زمر، ۹)

«آیا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند برابرند؟ فقط خردمندان متذکر می‌شوند.»

جابر از امام باقر علیه‌السلام دربارۀ آیۀ فوق روایت کرده:

«نَحْنُ‏ الَّذِينَ يَعْلَمُونَ‏ وَ عَدُوُّنَا الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ‏ وَ شِيعَتُنَا أُولُوا الْأَلْبابِ‏»

«الذین یعلمون» (کسانی که می‌دانند) ما هستیم و «الذین لا یعلمون» (کسانی که نمی‌دانند) دشمنان ما هستند و «اولواالالباب» (خردمندان) شیعیان مایند.» (کافی، ۱، ۲۱۲)

أَنَّ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ هُمُ الْأَئِمَّةُ علیهم‌السلام

راسخون در علم ائمه‌ علیهم‌السلام هستند.

﴿هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ‏ فَأَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ﴾ (آل‌عمران، 7)

«او كسى است كه اين كتاب را بر تو نازل كرد؛ بعضى از آن، آياتِ محكم است كه آنها اصل كتاب هستند و بعضى ديگر متشابهات‌اند. كسانى كه در دل‌هايشان انحراف است، از متشابهاتِ آن پيروى مى‌كنند تا فتنه‌انگيزى كنند و آيات را به تأويل دلخواه برند و تأويل آن را جز خدا و راسخون در علم كسى نمى‌داند. [همان‌ها كه] مى‌گويند: «ما به آن ايمان آورديم؛ همه از جانب پروردگار ماست» و جز صاحبان عقل كسى متذكّر نمى‌شود.»

آیات قرآن برخی محکمات و برخی متشابهات‌اند. محکمات معنایشان کاملاً روشن است. اگر حکم خدا را بیان کنند یا اگر راجع‌به دیگر امور باشد، روشن است و تأویلی ندارد. امّا متشابهات را می‌توان به چند شکل معنا کرد. کسانی که ریگی به کفش دارند و ناپاکی در دلشان است، متشابهات را می‌گیرند و تأویلات نادرست برای آن می‌آورند تا فتنه ایجاد کنند، امّا تأویلِ درستِ متشابهات را فقط خدا و «راسخون در علم» می‌دانند.

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «نَحْنُ‏ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ وَ نَحْنُ نَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ» ما راسخون در علم هستیم و ما تأویل قرآن را می‌دانیم. (کافی، ۱، ۲۱۳)

این حقیقت را فقط شیعیان که «اولوا الالباب» هستند می‌فهمند.

اهل تسنن این آیه را این‌طور می‌خوانند «وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ، وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِه» یعنی تأویل متشابهات را فقط خدا می‌داند و راسخون در علم می‌گویند ما به آن ایمان آوردیم. در حالی که کاملاً پیداست «واو» در «و الراسخون» عطف به اللّه است یعنی تأویل آن را خدا و راسخون در علم می‌دانند.

 

مصائب اهل‌بیت

ما شیعیان علی ولی‌اللّه هستیم و دربارۀ آیات و روایاتی که راجع‌به حضرات معصومین علیهم‌السلام است، صحبت می‌کنیم، در گفتار خود صادق هستیم و هیچ غلّ و غشی نداریم. همۀ این روایات فرمایشات اهل‌بیت هستند.

مولا علی علیه‌السلام در خطبۀ سوم نهج‌البلاغه می‌فرماید:

«فَيَا عَجَباً بَيْنَا هُوَ يَسْتَقِيلُهَا فِي حَيَاتِهِ إِذْ عَقَدَهَا لِآخَرَ بَعْدَ وَفَاتِه»

شگفتا! اولى با اينكه در زمان حياتش مى‏خواست حكومت را واگذارد، ولى براى بعد خود عقد خلافت را برای ديگرى بست!»

دومی هم آن‌ مقدار که ثبت شده هفتاد مرتبه گفت «لو لا علی لهلک فلان» اگر علی نبود هلاک می‌شدم. خدا داند چند بار گفته بود که هفتاد مرتبه‌اش ثبت شد.

بعد از ماجرای سقیفه، ابوسفیان با گروهی نزد حضرت آمدند تا ایشان را دعوت به قیام کنند، امّا نظر آنان این بود که آشوبی برپا کنند و دوباره بت‌ها را علم نمایند؛ لذا حضرت در پاسخ آنها این خطبه را خواندند:

«أَيُّهَا النَّاسُ شُقُّوا أَمْوَاجَ الْفِتَنِ بِسُفُنِ النَّجَاةِ وَ عَرِّجُوا عَنْ طَرِيقِ الْمُنَافَرَةِ وَ ضَعُوا تِيجَانَ الْمُفَاخَرَةِ أَفْلَحَ مَنْ نَهَضَ بِجَنَاحٍ أَوِ اسْتَسْلَمَ فَأَرَاحَ‏ هَذَا مَاءٌ آجِنٌ وَ لُقْمَةٌ يَغَصُّ بِهَا آكِلُهَا وَ مُجْتَنِي الثَّمَرَةِ لِغَيْرِ وَقْتِ إِينَاعِهَا كَالزَّارِعِ بِغَيْرِ أَرْضِهِ» (نهج‌البلاغه، خطبۀ ۵)

«اى مردم! با كشتى‏هاى نجات امواج فتنه‏ها را بشكافيد و از جاده دشمنى و اختلاف كنار رويد و تاج‌هاى فخرفروشی و برترى‌جويى را از سر بيندازيد. رستگار گردد آن‌كه با داشتن يار قيام کند يا در بى‏قدرتى راه سلامت گيرد و ديگران را راحت گذارد. حكومت بدين صورت آبى متعفن و لقمه‏اى گلوگير است. هر كس ميوه را به موقع نچيند، چون كشاورزى است كه بذر را در زمين ديگرى بپاشد.»

در ادامه فرمودند:

«اگر از قدر و منزلتم بگويم، تهمتم مى‏زنند كه بر حكومت حريص است و اگر ساكت بمانم، مى‏گويند از مرگ ترسيده. هرگز؛ آن‌هم با آن همه مبارزات و جنگ‌ها! به خدا قسم عشق پسر ابوطالب به مرگ از علاقۀ كودک شيرخوار به پستان مادر بيشتر است. سكوتم محض اسرارى است كه در سينه دارم كه اگر بگويم همۀ شما همچون ريسمان‌هاى بسته در دلو در اعماق چاه به لرزه خواهيد آمد.»

وقتی عثمان از دنیا رفت، اتفاق نظری بین همۀ مسلمانان پیش آمد که علی علیه‌السلام را امام خود قرار دهند و دنبال او باشند. حضرت در ادامۀ خطبه سوم می‌فرمایند:

«روز بيعت، فراوانى مردم چون يال‏هاى پرپشت کفتار بود. از هر طرف مرا احاطه كردند تا آنكه نزدیک بود حسن و حسين عليهماالسلام لگدمال گردند، و رداى من از دو طرف پاره شد. مردم چون گلّه‏هاى انبوه گوسفند مرا در ميان گرفتند. امّا چون به‌ پاخاستم و حكومت را به دست گرفتم، جمعى پيمان شكستند و گروهى از اطاعت من سر باز زده، از دين خارج شدند و برخى از اطاعت حق سر بر تافتند.»

روز دوم خلافت منبر رفت و فرمود:

«وَ اللَّهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِهِ النِّسَاءُ وَ مُلِكَ بِهِ الْإِمَاءُ لَرَدَدْتُهُ‏ فَإنَّ فِي الْعَدْلِ سَعَةً وَ مَنْ ضَاقَ عَلَيْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَيْهِ أَضْيَق‏» (نهج‌البلاغه، خطبه ۱۵)

«به خدا سوگند، بيت المال تاراج شده را هرجا بيابم به صاحبان اصلى آن باز مى‏گردانم، گرچه مهریۀ زنان باشد يا كنيزانى خريده باشند؛ زيرا گشایش در سایۀ عدالت امکان‌پذیر است و آن‌كس كه عدالت بر او گران آيد، تحمّل ستم برایش سخت‏تر است.»

طلحه و زبیر که انتظار داشتند در حکومت علی علیه‌السلام صاحب مقامی شوند، وقتی دیدند سهمشان از بیت‌المال به اندازۀ غلامانشان است، ناراحت شدند و زبان به اعتراض گشودند، امّا چون اعتراضشان به جایی نرسید، نزد حضرت آمدند و گفتند می‌خواهیم برای عمره به مکه برویم.

حضرت فرمود می‌دانم منظورتان چیست. می‌خواهید بروید و لشکر جمع کنید، و همین کار را هم کردند. رفتند و با همدستی عایشه جنگ جمل را راه انداختند.

به‌راستی مولا امیرالمؤمنین علیه‌السلام چه دردها و مصیبت‌ها از این مردم تحمل کرد! فرمود ۲۵ سال مثل کسی که استخوان در گلو و خار در چشمش باشد، صبر کردم. بعد از ایشان هم امام حسن مجتبی علیه‌السلام گرفتار غصه‌های بی‌شمار از این امّت شد. اطرافیانش حیله‌ها کردند و یاران نزدیکش به او خیانت نمودند. این هم امام حسین علیه‌السلام!

حال این مذهب شیعه، صاف و پاک به دست ما رسیده، جوان‌ها و نوجوان‌های عزیز حیف است این گوهر ارزشمند را از دست بدهید! مبادا عمرتان را جز با محبّت اهل‌بیت و اطاعت ایشان سر کنید. مراقب باشید آنچه با خون‌ دل‌های ائمۀ اطهار علیهم‌السلام و اولیای خدا به دست شما رسیده، برای خود و فرزندانتان حفظ کنید! اگر چنین کنید، قطعاً خون حسین علیه‌السلام پایمال نمی‌شود. اگر هم خدای ناکرده غیر از این باشد و با دستِ خود آسیبی به آن بزنید، البته هرگز خون حسین بن علی علیهماالسلام پایمال نمی‌شود، امّا خودمان ضرر می‌کنیم.

برچسب ها: آیت الله دستغیب, انفاق, نماز, محرم, امام حسین


 
تمامی حقـوق نزد پایگاه اطلاع رسانی مسجد قبا محفوظ می باشد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید