سخنرانی شب دوم محرم ۱۳۹۸ آیت الله سید علی محمد دستغیب

اگر نماز یا گریه بر امام حسین علیه‌السلام گناهان را می‌ریزد، از رحم خداست، امّا رحم خدا شامل کسی می‌شود که به خودش رحم کند و نخواهد با خدا و کتاب خدا و ائمۀ اطهار علیهم‌السلام دشمنی کند. اگر کسی شمشیر به امام حسین بزند و بعد بنشیند گریه کند و باز برخیزد و شمشیر بزند و باز گریه کند، آیا گناهانش پاک می‌شود؟ صورت واقعی گناه همین است.

 

 بسم اﷲ الرحمن الرحیم

 

سخنرانی شب دوم محرم ۱۳۹۸

یکشنبه۱۳۹۸/۰۶/۱۰ 

مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی حاج سید علی محمد دستغیب

 


 دانلود فایل صوتی


مشاهده و دانلود فیلم جلسه

 

 

 

امام حسین علیه‌السلام روز ۱۵ رجب سال ۶۰ از مدینه خارج و ۳ شعبان به مکه رسیدند و ماه‌های شبعان، رمضان، شوال، ذی‌قعده تا نهم ذی‌حجه در مکه بودند. ایشان ابتدا نیّت حج کردند، امّا چون یزید حدود ۳۰ نفر را فرستاده بود که امام را هرجا دیدند، اسیر یا شهید کنند، حضرت نیّت خود را به عمره تبدیل کردند و روز نهم مکه را به قصد کوفه ترک کردند. برای کسانی که محصور یا مسدود می‌شوند، حج را بعمره مفرده بر می گردانند.

اعمال عمره عبارت است از احرام، طواف، نماز، سعی، تقصیر، طواف نساء و نماز طواف نساء و دیگر وقوف در عرفات و مشعر و منی لازم ندارد؛ به همین دلیل امام حسین علیه‌السلام در روز عرفه که حاجیان به‌سوی عرفات می‌رفتند، این خطبه را به‌عنوانِ خداحافظی خواندند و از مکه خارج شدند:

«ثُمَّ قَامَ خَطِيباً فَقَالَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ وَ ما شاءَ اَللّٰهُ وَ لاٰ قُوَّةَ إِلاّٰ بِاللّٰه خُطَّ اَلْمَوْتُ عَلَى وُلْدِ آدَمَ مَخَطَّ اَلْقِلاَدَةِ عَلَى جِيدِ اَلْفَتَاةِ وَ مَا أَوْلَهَنِي إِلَى أَسْلاَفِي اِشْتِيَاقَ يَعْقُوبَ إِلَى يُوسُفَ وَ خُيِّرَ لِي مَصْرَعٌ أَنَا لاَقِيهِ كَأَنِّي وَ أَوْصَالِي يَتَقَطَّعُهَا عُسْلاَنُ اَلْفَلَوَاتِ بَيْنَ اَلنَّوَاوِيسِ وَ كَرْبَلاَءَ فَيَمْلَأَنَّ مِنِّي أَكْرَاشاً جُوفاً وَ أَجْرِبَةً سُغْباً لاَ مَحِيصَ عَنْ يَوْمٍ خُطَّ بِالْقَلَمِ رِضَا اَللَّهِ رِضَانَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ نَصْبِرُ عَلَى بَلاَئِهِ وَ يُوَفِّينَا أُجُورَ اَلصَّابِرِينَ لَنْ تَشُذَّ عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ لَحْمَتُهُ وَ هِيَ مَجْمُوعَةٌ لَهُ فِي حَظِيرَةِ اَلْقُدْسِ تَقَرُّ بِهِمْ عَيْنُهُ وَ يُنَجَّزُ بِهِمْ وَعْدُهُ مَنْ كَانَ بَاذِلاً فِينَا مُهْجَتَهُ وَ مُوَطِّناً عَلَى لِقَاءِ اَللَّهِ نَفْسَهُ فَلْيَرْحَلْ فَإِنِّي رَاحِلٌ مُصْبِحاً إِنْ شَاءَ اَللَّهُ»

«حمد و سپاس مخصوص خداوند است، و مشيت از آن اوست (آنچه او خواسته واقع می‌شود) و هيچ قدرتی جز از خدا نيست، و درود خدا بر پيامبر.

خطِ مرگ بر فرزندان آدم حتم و كشيده شده، مانند گردنبند بر گردن و سينۀ دختران و زنان جوان، (مرگ را مانند گردنبند بر گردن فرزندان آدم انداخته اند) و چقدر واله و مشتاق نياكان و پدران گرامی خود هستم، مانند اشتياق يعقوب به فرزندش يوسف. برای من قتلگاهی برگزيده شده كه آن را ملاقات خواهم كرد.

گويا می‌بینم بندبندِ اعضای خود را كه گرگ‌های بيابان در ميان «نواويس» و «كربلا» پاره‌پاره می‌كنند تا شكم‌های گرسنۀ خود را از پاره‌های تن من پر كنند، از روزی كه قلمِ تقدير مرگِ من در لوح محفوظ نوشته شده، جز اين چاره‌ای نيست. خشنودی خداوند خشنودی ما اهل‌بيت است. بر بلاها و امتحانات الهی صبر می‌كنيم. او به ما پاداش كامل صابران را خواهد داد.

پاره‌های تن رسول خدا صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله از او جدا و دور نخواهند ماند، بلكه آن رشته‌های پراكنده در پيشگاه الهی جمع خواهند شد و چشمان پيامبر به آنها روشن و به وعده‌های او بر آنان وفا خواهد شد.

آگاه باشيد! هر كس حاضر است با ما خون دل و روح خود را بذل كند و خود را مهيای ملاقات خدا می‌‌نمايد، با ما كوچ كند؛ زيرا من همين بامداد كوچ خواهم كرد، ان‌شاءاللّه!»

انسان دو مرگ دارد؛ حتمی و معلق. مرگِ حتمی هیچ تقدیم و تأخیری ندارد، البته دست خدا بسته نیست، لکن خودش چنین قرار داده است. امّا مرگ غیر حتمی گاه بر اثر بعضی گناهان مثل قطع رحم ممکن است پیش بیاید و با صدقات یا با صلۀ رحم می‌تواند از بین برود. در این خطبه امام می‌فرماید مرگ حتمی برای من نوشته شده و فراری از آن ندارم.

این مرگ حتمی برای بعضی با رضایت کامل و برای برخی با ناراحتی است؛ لذا حضرت می‌فرماید «رِضَا اَللَّهِ رِضَانَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ» یعنی هرچه خدا بخوهد، ما راضی هستم. در واقع امام می‌فرمایند من می‌دانم چه بر سرم می‌آید و با وجود این علم پا در این راه می‌گذارم.

گاهی انسان به‌خاطرِ تکلیفِ حتمی باید کاری انجام بدهد که در شرایط عادی لازم نیست؛ مثل کسانی که به جبهه می‌رفتند در حالی که می‌دانستند یا خواب دیده بودند شهید می‌شوند؛ آیا این خودکشی است؟ خیر؛ چون این کار را برای خود واجب عینی یا کفایی می‌دانستند.

این شهادت هم برای حضرت اباعبداللّه واجب عینی بود؛ یعنی باید بروند تا به مردم حقیقت را بفهمانند. معاویه در مملکت اسلامی چهل سال علیه علی علیه‌السلام و اوصیای پیامبر تبلیغ کرد و بنایش این بود اسلام را از بین ببرد. بعد از او هم یزیدی جانشینش شد که علنا شراب می‌خورد و قماربازی می‌کرد و می‌گفت من جانشین پیامبر و امام مسلمین هستم؛ لذا برای حسین بن علی علیهماالسلام تکلیف بود برود و به مردم بفهماند اسلام غیر از این است.

وقتی می‌فرماید «رِضَا اَللَّهِ رِضَانَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ» یعنی من باید این کار را بکنم و خشنودم که خدا این تکلیف مهم را بر دوش من قرار داده است.

لَنْ تَشُذَّ عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ لَحْمَتُه؛ هرکسی خصوصیات جد و پدرش را دارد؛ لذا سادات نورانیت فاطمۀ زهرا سلام‌اللّه‌علیها و رسول خدا صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله را دارند و از این جهت سزاوارِ احترام‌اند.

وَ يُنَجَّزُ بِهِمْ وَعْدُهُ؛ امام حسین علیه‌السلام و یارانشان شهید شدند و اهل‌بیتشان به اسارت رفتند تا مردم تا روزقیامت متوجه حق و حقیقت شوند؛ لذا می‌بینیم تا امروز دوستان امام حسین علیه‌السلام برای محبّت او بر سر و سینه می‌زنند و این ارادت و محبّت از بین رفتنی نیست. دشمنان هرچه تلاش کنند، نمی‌توانند محبّت حضرت اباعبداللّه علیه‌السلام را از دل دوستانشان پاک کنند.

 

 

آیاتی دربارۀ نماز

گفته شد که یکی از پایه‌های اسلام در کلام امام باقر علیه‌السلام «نماز» است. قرآن مجید نیز دربارۀ نماز آیات متعددی دارد که به برخی اشاره می‌شود.

﴿وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَ‏ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ‏ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ﴾ (عنکبوت، ۴۵)

«نماز به‌پا دار که نماز از کار زشت و ناپسند بازمی‌دارد و ذکر خدا بالاتر است.»

«فحشا» گناهانی است که غالباً از قوای شهوی ظاهر می‌شود. «منکر» اعم از آن است و شامل همۀ گناهان می‌شود. روی هم رفته فحشا و منکر یعنی ترک واجبات و انجام محرمات.

نماز باید این اثر را داشته باشد که ما را از زشتی و منکر باز دارد. اگر کسی نماز می‌خواند و غیبت می‌کند یا تهمت می‌زند یا نگاه نامحرم می‌کند، باید در خود شک کند. نه اینکه نماز را رها کند، بلکه از خدا بخواهد توفیقش دهد نماز اثرگذاری بخواند.

در سوره مریم می‌فرماید:

﴿فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا﴾ (مریم، ۵۹)

«کسانی جانشین آنان (پیامبران) شدند که نماز را تباه کردند و تابع شهوات شدند. به‌زودی گمراهی خود را خواهند دید.»

«اضاعوا الصلاة» یعنی نماز را ضایع و تباه ساختند. ضایع کردن نماز اولاً: نخواندن آن است. ثانیاً: تند خواندن آن، بدون کامل کردن رکوع و سجود و ثالثاً: نداشتن خشوع در نماز است.

خشوع یعنی قلب مشغول غیر نگردد و فکر به امور بیهوده نپردازد. وقتی می‌گوید «اللّه اکبر» یعنی جز خدا همه‌چیز را پشت‌سر انداختم و همۀ توجهم به حضرت ربّ‌العالمین است. بدین منظور باید وقتی وضو می‌گیرد، حواسش را جمع کند و پیش از نماز چند دقیقه‌ای آرام بنشیند و از خدا بخواهد کمک کند حواسش پرت نشود. از خانه که بیرون می‌آید، بگوید خدایا برای تو می‌روم و می‌خواهم آنچه تو دستور دادی، انجام دهم، کمکم کن!

در سورۀ بقره می‌فرماید:

﴿وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعينَ﴾ (بقره، ۴۵)

«از صبر و نماز كمک بگيريد و اين كار جز بر فروتنان بسيار گران است.»

صبر معانی وسیعی دارد که یکی از آنها روزه است. این صبر و نماز کار آسانی نیست و فقط افراد خاشع می‌توانند از عهدۀ آن برآیند. خاشع آن است که خود را برای بندگی خدا آماده کرده، نمی‌خواهد بندۀ نفس و شیطان و هوای دیگران باشد. این مهم است.

در سورۀ رعد می‌فرماید:

﴿وَ الَّذينَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُولئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ﴾ (رعد، ۲۲)

«آنان که برای به دست آوردن خشنودی پروردگارشان صبر کردند و نماز به‌پا داشتند و از آنچه روزی‌شان کردیم، پنهان و آشکار انفاق کردند و بدی را با خوبی پاسخ دادند، سرای آخرت ازآنِ آنهاست.»

در سورۀ توبه می‌فرماید:

﴿وَ اَلْمُؤْمِنُونَ وَ اَلْمُؤْمِنٰاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيٰاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ اَلْمُنْكَرِ وَ يُقِيمُونَ اَلصَّلاٰةَ وَ يُؤْتُونَ اَلزَّكٰاةَ وَ يُطِيعُونَ اَللّهَ وَ رَسُولَهُ أُولٰئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اَللّهُ اِنَّ اَللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾ (توبه، ۷۱)

«مردان و زنان با ایمان، ولیّ یکدیگرند؛ امر به معروف و نهی از منکر می‌‌کنند و نماز به‌پا می‌‌دارند و زکات می‌‌دهند و از خدا و پیامبرش اطاعت می‌‌کنند. خداوند به زودی آنان را مورد رحمت خود قرار می‌دهد که خدا عزیز و حکیم است.»

در سورۀ هود می‌فرماید:

﴿وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ذلِكَ ذِكْرى‏ لِلذَّاكِرينَ﴾ (هود، ۱۱۴)

«نماز را دو طرف روز و اوایل شب به‌پا دار. بی‌تردید خوبی‌ها بدی‌ها را از بین می‌برد. این تذکری است برای اهل تذکر!»

 

 

 

نماز در نهج‌البلاغه

مولا علی علیه‌السلام بیانات بلندی دربارۀ نماز ایراد فرموده‌اند؛ از جمله در خطبۀ ۱۹۹ نهج‌البلاغه می‌خوانیم:

«تَعَاهَدُوا أَمْرَ الصَّلَاةِ وَ حَافِظُوا عَلَيْهَا وَ اسْتَكْثِرُوا مِنْهَا وَ تَقَرَّبُوا بِهَا «فَإِنَّهَا كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً» أَ لَا تَسْمَعُونَ إِلَى جَوَابِ أَهْلِ النَّارِ حِينَ سُئِلُوا «ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ» وَ إِنَّهَا لَتَحُتُّ الذُّنُوبَ حَتَّ الْوَرَقِ وَ تُطْلِقُهَا إِطْلَاقَ الرِّبَقِ وَ شَبَّهَهَا رَسُولُ اللَّهِ صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله بِالْحَمَّةِ تَكُونُ عَلَى بَابِ الرَّجُلِ فَهُوَ يَغْتَسِلُ مِنْهَا فِي الْيَوْمِ وَ اللَّيْلَةِ خَمْسَ مَرَّاتٍ فَمَا عَسَى أَنْ يَبْقَى عَلَيْهِ مِنَ الدَّرَنِ وَ قَدْ عَرَفَ حَقَّهَا رِجَالٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ لَا تَشْغَلُهُمْ عَنْهَا زِينَةُ مَتَاعٍ وَ لَا قُرَّةُ عَيْنٍ مِنْ وَلَدٍ وَ لَا مَالٍ يَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ «رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ» وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله نَصِباً بِالصَّلَاةِ بَعْدَ التَّبْشِيرِ لَهُ بِالْجَنَّةِ لِقَوْلِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ «وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها» فَكَانَ يَأْمُرُ بِهَا أَهْلَهُ وَ يَصْبِرُ عَلَيْهَا نَفْسَه‏»

«مردم! نماز را بر عهده گيريد و آن را حفظ كنيد. زياد نماز بخوانيد و با نماز خود را به خدا نزديک كنيد. «نماز دستورى است كه در وقت‏هاى خاص بر مؤمنان واجب گرديده است». آيا به پاسخ دوزخيان گوش فرا نمى‏دهيد، آن هنگام كه از آنها پرسيدند: «چه چيز شما را به دوزخ كشاند؟ گفتند: ما از نماز گزاران نبوديم».

نماز گناهان را چون برگ پاييزى فرو مى‏ريزد و غل و زنجير گناهان را از گردن‏ها مى‏گشايد. پيامبر اکرم صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله نماز را به چشمۀ آبی كه بر درِ خانۀ مردى جريان دارد، تشبيه كرد، اگر روزى پنج بار خود را در آن شستشو دهد، هرگز چرک و آلودگى در بدن او نماند.

از مؤمنان کسانی حق نماز را شناختند كه زيور دنيا از نماز بازشان نداشت و روشنايى چشمشان يعنى اموال و فرزندان مانع نمازشان نشد. خداى سبحان مى‏فرمايد: «مردانى هستند كه تجارت و خريد و فروش، آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و پرداخت زكات باز نمى‏دارد». رسول خدا صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله پس از بشارتِ بهشت، خود را در نماز خواندن به زحمت مى‏انداخت؛ زيرا خداوند به او فرمود: «خانواده‌ات را به نماز فرمان ده و بر انجام آن شكيبا باش!» پس رسول خدا صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله همواره خانوادۀ خود را به نماز فرمان مى‏داد و خود نیز در انجام نماز شكيبا بود.»

«تَعَاهَدُوا أَمْرَ الصَّلَاةِ» تعاهد یعنی عهد بین سه یا چند نفر. یعنی به‌صورتِ گروهی با هم عهد کنید نماز بخوانید. این عبارت تعبیر دیگری از «اقیموا الصلاة» است که در قرآن آمده. «حافظوا علیها» نماز را حفظ کنید یعنی آداب و احکام و شرایط آن را به‌جا آورید و سر وقت بخوانید.

کسی که می‌‌گوید من حسین را دوست دارم، باید بداند امام حسین علیه‌السلام عاشق نماز بود، همچنان که جدش رسول خدا و پدرش علی مرتضی و دیگر ائمه علیهم‌السلام عاشق نماز بودند. در روایت است که چون وقت نماز می‌رسید، امیرالمؤمنین علیه‌السلام مثل کسی می‌شد که دنبال چیزی می‌گردد و خود را جمع و جور می‌کرد. می‌گفتند یا علی چه شده؟ می‌فرمود موقع نماز است!

در جنگ صفین تیری به پای حضرت خورد و هرچه خواستند آن را درآورند، حضرت از شدت درد اجازه نمی‌داد. امام حسن علیه‌السلام فرمود صبر کنید وقتی پدرم به نماز ایستاد، آن را بیرون آورید. همین کار را کردند. بعد از نماز حضرت پرسیدند این خون‌ها کجا بود؟ ‌گفتند تیر از پای شما کشیدیم، فرمود ابداً ملتفت نشدم.

مولا علی علیه‌السلام باید هم این‌طور باشند و بقیه نیز به اندازۀ خود.

ابوحمزه ثمالی گوید خدمت امام زین‌العابدین بودم. حضرت در حال نماز عبا از دوششان افتاد و آن را درست نکردند. گفتم آقا چرا عبایتان را درست نکردید؟ فرمود: وای بر تو! مگر نمی‌دانی با چه کسی حرف می‌زنم؛‌ آیا سزاوار است متوجه عبایم باشد؟

با توجه به روایات می‌توان گفت نماز هم مثل گریه بر امام حسین علیه‌السلام پاک کنندۀ گناهان است، امّا نه به این معنا که انسان هرچه خواست گناه کند، به این امید که با چند رکعت نماز پاک شود. چنین کسی کجا نمازش قبول می‌شود؟ قبولی نماز منوط به تقواست. همچنان که غلط است کسی بگوید یک سال گناه می‌کنم و دهۀ محرم با عزاداری برای امام حسین علیه‌السلام همۀ گناهانم پاک می‌شود. این کار پا گذاشتن بر خون حسین علیه‌السلام است.

اگر نماز یا گریه بر امام حسین علیه‌السلام گناهان را می‌ریزد، از رحم خداست، امّا رحم خدا شامل کسی می‌شود که به خودش رحم کند و نخواهد با خدا و کتاب خدا و ائمۀ اطهار علیهم‌السلام دشمنی کند. اگر کسی شمشیر به امام حسین بزند و بعد بنشیند گریه کند و باز برخیزد و شمشیر بزند و باز گریه کند، آیا گناهانش پاک می‌شود؟ صورت واقعی گناه همین است.

 

 

برخورد با سپاه حرّ

امام حسین علیه‌السلام در منزل شراف، هنگام سحر به جوانانش دستور داد آبِ بسيار بردارند و از آنجا حركت كردند. اوائل روز با شتاب راه رفتند تا اينكه روز به نيمه رسيد. ناگاه مردى از كاروان گفت: الله اكبر، به دنبالش حضرت هم فرمود: الله اكبر، براى چه تكبير گفتى؟ مرد گفت: نخل ديدم. دو نفر گفتند: ما هرگز در اينجا حتّى يك نخل هم نديده‌ايم. حسين عليه السلام فرمود: به نظر شما چه مى‌آيد؟ گفتند به نظر ما سرهاى اسب سواران است. گفت: و اللّه من هم همين طور فكر مى‌كنم.

حضرت راه خود را كج كرد و در ذو حسم منزل نمود، طولى نكشيد كه سپاه دشمن هم رسيد. حرّ و سوارانش در گرماى نيمروزى ظهر، مقابل حسين عليه السلام توقف كردند. امام و اصحابش عمامه بر سر بسته و شمشيرهايشان را با حمايل بر دوش بسته بودند.

حضرت فرمود: قوم را سيراب كنيد، به آنها آب بنوشانيد، اندكى هم به اسب‌ها آب بدهيد! يارانش برخاستند و به آنها آب دادند تا اينكه سيرابشان كرده، قدح‌ها و كاسه‌ها و ظروف را پر كردند و نزد اسب‌هايشان گذاشتند.

یکی از کوفیان که ظاهراً دیر رسیده بود، وقتی خواست آب بنوشد، نتوانست و مقداری آب بر زمین ریخت. امام علیه‌السلام مشک خود را آورد و با دست مبارک برای او آب ریخت و سیرآبش کرد.

وقت نماز ظهر فرار رسيد. امام حسين عليه السلام به حجّاج بن مسروق جعفى دستور داد اذان بگويد، او اذان گفت. وقت اقامه كه رسيد حضرت با يك ملحفه و رداء و نعلين از چادر بيرون آمد. ابتدا حمد و ثناى الهى را گفت، سپس فرمود :

«اى مردم! از خداى عزّ و جلّ و شما معذرت مى‌خواهم. من به سوى شما نيامده‌ام تا زمانى كه نامه‌هايتان به من رسيدند و فرستاده‌هايتان بر من وارد شدند، با اين پيام كه ما امامى نداريم، نزد ما بيا تا كه شايد خداوند در پرتو شما ما را بر محور هدايت جمع كند. اگر بر دعوتتان پايبند هستيد، من آمدم. اگر عهد و پيمانى را كه موجب اطمينان من بشود به من مى‌سپاريد به شهرتان وارد مى‌شوم و اگر اين كار را نمى‌كنيد و ورودم را خوش نداريد، از نزدتان به جايى كه از آنجا به طرف شما آمده‌ام بازمى‌گردم!»

همه سكوت كردند. به موذّن گفتند: اقامه بگو! موذن اقامه نماز را گفت. سپس به حرّ فرمود: آيا مى‌خواهى با اصحابت نماز بخوانى؟ حرّ گفت: نه، شما نماز بخوان و ما با شما نماز مى‌خوانيم. امام بر ايشان نماز خواند، بعد وارد چادر خود شد و اصحابش نزد او جمع شدند. حرّ هم به جايگاه خودش بازگشت و به خيمه‌اى كه برايش بپاكرده بودند وارد شد و جمعى از اصحابش نزد او جمع شدند،

بعد از نماز عصر امام دستور حركت داد امّا وقتى خواستند حركت كنند، حرّ جلو آمد و مانع شد. حضرت فرمود: «مادرت به عزايت بنشيند! چه مى‌خواهى؟»

حرّ گفت: «به خدا قسم اگر در ميان عرب جز شما كسى نام مادرم را مى‌برد از او نمى‌گذشتم، ولى من نام مادر شما را جز به بهترين وجه نمى‌توانم بر زبان آورم.»

فرمود: پس چه مى‌خواهى؟ حرّ گفت: والله مى‌خواهم تو را نزد عبيد الله بن زياد ببرم! فرمود: در اين صورت من از تو تبعيّت نخواهم كرد! حرّ گفت: من هم رهايت نمى‌كنم.

وقتى ميانشان سخن به درازا كشيد حرّ گفت: من به جنگ با شما مأمور نشده‌ام. مأموريت من اين است كه از شما جدا نشوم تا شما را وارد كوفه كنم. حال اگر نمى‌پذيرى، راهى را انتخاب كن كه شما را نه به كوفه برساند و نه به مدينه بازگرداند. اين پيشنهاد حد وسطى بين من و شما باشد تا اينكه من به ابن زياد نامه بنويسم.

دو گروه رفتند تا به كربلا رسيدند. بنا به نقل بعضى تواريخ، حضرت زينب سلام الله عليها به امام حسين عليه السلام عرض كرد: چرا از وقتى وارد اين سرزمين شديم، اندوهى جانكاه مرا فرا گرفته است؟

فرمود: خواهرم! اينجا همان جايى است كه جوانان ما كشته مى‌شوند و زنانمان به اسيرى مى‌روند.

برچسب ها: آیت الله دستغیب, نماز, محرم, امام حسین, خطبه امام حسین


 
تمامی حقـوق نزد پایگاه اطلاع رسانی مسجد قبا محفوظ می باشد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید