تفسیر سوره هود آیه ۱۱۶ جلسه ۴۴ آیت الله سید علی محمد دستغیب

اگر جناب‌عالی بزرگوار هستید، باید بلند شوید بگویید آقای محترمی که از ظالم تعریف می‌کنی، کارت حرام است و داخل گناه شدی. اگر حرف دیگری نداری، روایتی بگو و برو! اگر هم می‌ترسید دعوا و نزاعی پیش آید، لااقل خودت برخیز و برو!

 

 بسم اﷲ الرحمن الرحیم

 

تفسیر سوره هود آیه ۱۱۶

چهارشنبه ۱۳۹۸/۰۵/۳۰ جلسه ۴۴

مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی حاج سید علی محمد دستغیب

 


 دانلود فایل صوتی


مشاهده و دانلود فیلم جلسه

 

 

 

 

روایت

حکمت ۴۷۴ نهج‌البلاغه:

«مَا الْمُجَاهِدُ الشَّهِيدُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَعْظَمَ أَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ‏ لَكَادَ الْعَفِيفُ أَنْ يَكُونَ مَلَكاً مِنَ الْمَلَائِكَة»

پاداش مجاهدی که در راه خدا شهيد شده، بزرگ‏تر از پاداش عفيفِ پاكدامنى نيست كه قدرتِ گناه دارد و آلوده نمى‏شود. شخص عفيف در آستانۀ فرشته شدن است.

عفت بیشتر به معنای خودداری از گناهان شهوی است و فرقی نمی‌کند با جنس مخالف باشد یا با همجنس یا با خود. کسی که در این جهت عفت می‌ورزد و خود را پاک نگه می‌دارد، نزدیک است مانند ملائکه شود. این برای همه مخصوصاً جوان‌هایی که به سنِ ازدواج رسیده‌اند، صادق است. البته کارِ سختی است، امّا غیرممکن نیست.

دوستان عزیز سعی کنند دفتری تهیه کنند و این روایات را بنویسند تا برایشان بماند.

 

فَلَوْ لا كانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِكُمْ أُولُوا بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسادِ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ قَليلاً مِمَّنْ أَنْجَيْنا مِنْهُمْ وَ اتَّبَعَ الَّذينَ ظَلَمُوا ما أُتْرِفُوا فيهِ وَ كانُوا مُجْرِمينَ (۱۱۶)

چرا در زمان‌های پیش از شما عالمان عاملی نبودند که از فساد در زمین جلوگیری کنند، مگر اندکی که نجاتشان دادیم. ستمکاران در نعمت‌ها و خوشگذرانی‌های خود غرق شدند و گناهکار بودند.

 

وَ اتَّبَعَ الَّذينَ ظَلَمُوا ما أُتْرِفُوا فيهِ وَ كانُوا مُجْرِمين؛ در قرآن کریم عبارت ظالمون 32 بار و ظالمین 76 بار تکرار شده است. با توجه به آیات و روایات ظلم بر سه قسم است؛ ظلم به خود، ظلم به دیگران [و ظلم در حق خدای تعالی] که البته همۀ این‌ها به نوعی ظلم به خود محسوب می‌شوند.

ظلم به خود این است که انسان گناهی کند که فقط مربوط به خودش می‌شود و کاری به کسی نداشته باشد؛ نه اذیتی به کسی کند و نه باری بر دوش دیگری اندازد؛ مثل کسی که نماز نمی‌خواند یا روزه نمی‌گیرد، بدون اینکه تبلیغی علیه دین کند و تأثیر بدی بر کسی بگذارد.

مرتکبِ این قسم ظلم اگر از آن توبه کند و آنجا که لازم است، جبران و قضا نماید، یقیناً خدای تعالی می‌بخشد.

قسم دوم، یعنی ظلم به دیگران یا حق الناس اقسام مختلفی دارد؛ از جمله تجاوز به جان و مال و ناموس مردم. این ظلم می‌تواند به‌وسیلۀ زبان باشد و گناهانی مثل غیبت، تهمت، سخن‌چینی، استهزاء، ناسزا، نسبت‌های زشت به مردم دادن و غیره را رقم بزند.

قرآن کریم در سورۀ حجرات می‌فرماید:

﴿يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإيمانِ وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ﴾[1]

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید گروهی از شما گروه دیگر را مسخره نکند، شاید آنها بهتر از این‌ها باشند و زنان نیز زنان دیگر را، شاید آن زنان بهتر از این‌ها باشند. از یکدیگر عیب‌جویی مکنید و با لقب‌های زشت همدیگر را نخوانید. چه ناپسند است کسی را بعد از ایمان، به نام زشت بخوانید و هرکس توبه نکند، ظالم است.»

در همان سوره و در آیۀ بعد راجع‌به غیبت و تجسس می‌فرماید:

﴿يا أَيُّهَا الَّذينَ‏ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ‏ الظَّنِ‏ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحيمٌ﴾[2]

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید از بسیار گمان‌ها اجتناب کنید که بعضی گمان‌ها گناه است، و تجسس نکنید و بعضی از شما غیبتِ بعضی دیگر را نکند. آیا کسی از شما دوست دارد گوشت برادر مرده‌اش را بخورد؟ از این کار نفرت دارید. تقوای الهی پیشه کنید که خداوند توبه‌پذیر و مهربان است.»

دربارۀ تهمت از امام صادق علیه‌السلام روایت شده:

«إِذَا اتَّهَمَ الْمُؤْمِنُ أَخَاهُ انْمَاثَ‏ الْإِيمَانُ‏ فِي‏ قَلْبِهِ‏ كَمَا يَنْمَاثُ الْمِلْحُ فِي الْمَاء»[3]

«هنگامی که مؤمن برادر مؤمنش را متهم می‌کند، ایمان در قلبش حل می‌شود مثل حل شدن نمک در آب.»

کسی که بی‌دلیل مردم را متهم به دزدی، ریاکاری، کبر می‌کند، ظالم است. ناسزا گفتن یا نسبت زشت به دیگران دادن نیز از گناهانی است که گاه موجب حد و تعزیر می‌شود؛ مثلاً اگر کسی دیگری را متهم به حرام‌زادگی کند یا نسبت زنا به کسی دهد، اگر نتواند چهار شاهد عادل برای صدق سخنش بیاورد، باید هشتاد تازیانه بخورد.

بعضی گناهان تا وقتی طرف مقابل راضی نشود، بخشیده نمی‌شود؛‌ مثل غیبت وقتی به گوش غیبت شونده رسیده باشد.

نوع دیگر ظلم به دیگران، آسیب رساندن به افراد و ایجاد خسارت‌های جانی است که علاوه‌ بر گناه موجب دیه نیز می‌شود؛‌ مثل کتک زدن، وقتی اثر سرخی یا سیاهی یا کبودی بر جا بگذارد. فرقی هم نمی‌کند انسان فرزند یا همسر خودش را بزند یا دیگران را. آسیب رساندن به خود هم گناه کبیره است، امّا دیه ندارد و فقط باید توبه کند.

از جمله ظلم‌هایی که جزء همین آیه قرار می‌گیرد، این است که کسی مطلبی را بداند و دیگران را ارشاد نکند، مخصوصاً وقتی می‌داند آنها نمی‌داند و اگر بگوید، می‌پذیرند و مانعی هم در کار نباشد. ارشاد جاهل بعضی اوقات واجب است. می‌توان امر به معروف و نهی از منکر را هم در همین راستا برشمرد که ترک آن هم ظلم به دیگران است و هم به خود.

دیگر از این قسم ظلم آن است که انسان گرسنگی دیگران را ببیند و عین خیالش نباشد یا ظلمِ ظالم را ببیند و سکوت کند، آن‌هم در شرایطی که می‌تواند کاری انجام دهد یا تذکری بدهد! هرکس بسته به شعاع اجتماعی خود در این زمینه مسؤل است؛ آن‌که بزرگِ یک فامیل است تا آن که رئیس دهی یا شهری یا کشوری است، هریک تکلیفی دارند.

هرکدام از این اقسامی که بیان شد، حکمی دارد؛ یعنی کسی نمی‌تواند از پیش خود و بدون سواد و تخصص، اجتهاد کند. حتی اگر مجتهد باشد، باید عدالت داشته باشد. اگر هم مقلد است، باید سؤال کند و بعد عمل نماید. اینکه هرکس به نظر خودش عمل کند، ظلم دیگری است.

نمونه‌ای از ظلم‌هایی که در جامعه و در طول تاریخ وجود داشته و دارد، ظلم علما بوده. عالمی که وسعت و نفوذ اجتماعی دارد، تکلیف دارد و باید آنجا که لازم است علم خود را آشکار کند. قرآن کریم در آیات متعدد علمای یهودی و مسیحی را به‌خاطرِ مخفی کردن آنچه می‌دانستند، توبیخ و سرزنش کرده است، مخصوصاً در زمینۀ اعتراف به حقانیت رسول خدا صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله.

آنها به‌خاطرِ حفظ منافع خود نشانه‌های پیامبر را که در کتاب‌هایشان آمده بود، پنهان کردند یا معانی آن را تغییر دادند، علمای مسلمان نیز به همین دلیل آیات راجع‌به علی علیه‌السلام و ائمۀ اطهار علیهم‌السلام را مخفی کردند و به تأویل بردند. در جلد دوم اصول کافی، کتاب الحجه دربارۀ آیاتی که دربارۀ ائمۀ اطهار علیهم‌السلام نازل شده، بحث‌های مفید و گسترده‌ای ارائه شده است.

حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در خطبۀ سوم نهج‌البلاغه ضمن بازگو کردن گوشه‌ای از رنج‌هایی که در زمینۀ غصب خلافت کشیدند، از کسانی که در این باره آگاهی داشتند و سکوت کردند، ابراز ناراحتی فرموده است.

 

فرازهایی از نامۀ علی علیه‌السلام به مالک اشتر

نامۀ امیرالمؤمنین به مالک اشتر یکی از مهم‌ترین سخنان مولا در نهج‌البلاغه است که حتما آن را مطالعه کنید. این نامه به دلیل شهادت مالک اشتر در مسیرِ مصر، به مقصد نرسید و محقق نشد، امّا چراغی را که حضرت برافروخت تا قیامت برای همۀ مردم روشنی‌بخش است.

این را هم فراموش نکنیم که مولا علی علیه‌السلام مطالب آن را برای کسی نگاشتند که قرار است نایب خاص ایشان در مصر باشد.

در فرازی از این نامه می‌خوانیم:

«ثُمَّ اللَّهَ اللَّهَ فِي الطَّبَقَةِ السُّفْلَى مِنَ الَّذِينَ لَا حِيلَةَ لَهُمْ مِنَ الْمَسَاكِينِ وَ الْمُحْتَاجِينَ وَ أَهْلِ الْبُؤْسَى وَ الزَّمْنَى فَإِنَّ فِي هَذِهِ الطَّبَقَةِ قَانِعاً وَ مُعْتَرّاً وَ احْفَظِ [اللَّهَ‏] لِلَّهِ مَا اسْتَحْفَظَكَ مِنْ حَقِّهِ فِيهِمْ وَ اجْعَلْ لَهُمْ قِسْماً مِنْ بَيْتِ مَالِكِ وَ قِسْماً مِنْ غَلَّاتِ صَوَافِي الْإِسْلَامِ فِي كُلِّ بَلَدٍ فَإِنَّ لِلْأَقْصَى مِنْهُمْ مِثْلَ الَّذِي لِلْأَدْنَى‏ وَ كُلٌ‏ قَدِ اسْتُرْعِيتَ حَقَّهُ وَ لَا يَشْغَلَنَّكَ عَنْهُمْ بَطَرٌ فَإِنَّكَ لَا تُعْذَرُ بِتَضْيِيعِكَ التَّافِهَ لِإِحْكَامِكَ الْكَثِيرَ الْمُهِمَّ فَلَا تُشْخِصْ هَمَّكَ عَنْهُمْ وَ لَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لَهُمْ‏ وَ تَفَقَّدْ أُمُورَ مَنْ لَا يَصِلُ إِلَيْكَ مِنْهُمْ مِمَّنْ تَقْتَحِمُهُ الْعُيُونُ وَ تَحْقِرُهُ الرِّجَالُ فَفَرِّغْ لِأُولَئِكَ ثِقَتَكَ مِنْ أَهْلِ الْخَشْيَةِ وَ التَّوَاضُعِ فَلْيَرْفَعْ إِلَيْكَ أُمُورَهُمْ- ثُمَّ اعْمَلْ فِيهِمْ بِالْإِعْذَارِ إِلَى اللَّهِ [سُبْحَانَهُ‏] يَوْمَ تَلْقَاهُ فَإِنَّ هَؤُلَاءِ مِنْ بَيْنِ الرَّعِيَّةِ أَحْوَجُ إِلَى الْإِنْصَافِ مِنْ غَيْرِهِمْ وَ كُلٌّ فَأَعْذِرْ إِلَى اللَّهِ فِي تَأْدِيَةِ حَقِّهِ إِلَيْهِ»

«خدا را! خدا را! در رسیدگی به طبقات پايين و محروم جامعه كه راه به جایی ندارند؛ از زمين‌گيران، نيازمندان، گرفتاران، دردمندان. در اين طبقۀ محروم گروهى خويشتن‌دارى كرده، گروهى به گدايى دست نياز بر مى‏دارند؛ پس براى خدا پاسدار حقّى باش كه خداوند براى اين طبقه معيّن فرموده است؛ بخشى از بيت‌المال و بخشى از غلّه‏هاى زمين‏هاى غنيمتى اسلام را در هر شهرى به طبقات پايين اختصاص ده؛ زيرا براى دورترين مسلمانان همانند نزدیک‏ترينِ آنان سهمى مساوى وجود دارد و تو مسئول رعايت آن هستی.

مبادا سر مستى حكومت تو را از رسيدگى به آنان باز دارد كه هرگز انجام كارهاى فراوان و مهم عذرى براى ترک مسئوليّت‏هاى كوچک‌تر نیست. همواره در فكر مشكلات آنان باش و از آنان رو بر مگردان، به ويژه امور كسانى را بيشتر رسيدگى كن كه از كوچكى به چشم نمى‏آيند و ديگران آنان را تحقیر می‌کنند و كمتر به تو دسترسى دارند.

براى اين گروه از افراد مورد اطمينان خود كه خدا ترس و فروتن‌اند فردى را انتخاب كن تا پيرامونشان تحقيق و مسائل آنان را به تو گزارش كنند. سپس در رفع مشكلاتشان به‌گونه‏اى عمل كن كه در پيشگاه خدا عذرى داشته باشى؛ زيرا اين گروه در ميان رعيّت بيشتر از ديگران به عدالت نيازمندند و حق آنان را به‌گونه‏اى بپرداز كه نزد خدا معذور باشى.

از يتيمان خردسال و پيران سالخورده كه راه چاره‏اى ندارند و دست نياز بر نمى‏دارند، پيوسته دلجويى كن كه مسئوليّتى سنگين بر دوش زمامداران است، گرچه حق، تمامش سنگين است، امّا خدا آن را بر مردمى كه آخرت را مى‏طلبند و نفس را به شكيبايى وا مى‏دارند و به وعده‏هاى پروردگار اطمينان دارند، آسان مى‏كند.»

در فراز دیگری از این نامه چنین می‌فرمایند:

«إِيَّاكَ‏ وَ الدِّمَاءَ وَ سَفْكَهَا بِغَيْرِ حِلِّهَا فَإِنَّهُ لَيْسَ شَيْ‏ءٌ أَدْعَى لِنِقْمَةٍ وَ لَا أَعْظَمَ لِتَبِعَةٍ وَ لَا أَحْرَى بِزَوَالِ نِعْمَةٍ وَ انْقِطَاعِ مُدَّةٍ مِنْ سَفْكِ الدِّمَاءِ بِغَيْرِ حَقِّهَا وَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُبْتَدِئٌ بِالْحُكْمِ بَيْنَ الْعِبَادِ فِيمَا تَسَافَكُوا مِنَ الدِّمَاءِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَلَا تُقَوِّيَنَّ سُلْطَانَكَ بِسَفْكِ دَمٍ حَرَامٍ فَإِنَّ ذَلِكَ مِمَّا يُضْعِفُهُ وَ يُوهِنُهُ بَلْ يُزِيلُهُ وَ يَنْقُلُهُ‏ وَ لَا عُذْرَ لَكَ عِنْدَ اللَّهِ وَ لَا عِنْدِي فِي قَتْلِ الْعَمْدِ لِأَنَّ فِيهِ قَوَدَ الْبَدَنِ‏ وَ إِنِ ابْتُلِيتَ بِخَطَإٍ وَ أَفْرَطَ عَلَيْكَ سَوْطُكَ أَوْ سَيْفُكَ أَوْ يَدُكَ بِالْعُقُوبَةِ فَإِنَّ فِي الْوَكْزَةِ فَمَا فَوْقَهَا مَقْتَلَةً فَلَا تَطْمَحَنَّ بِكَ نَخْوَةُ سُلْطَانِكَ عَنْ أَنْ تُؤَدِّيَ إِلَى أَوْلِيَاءِ الْمَقْتُولِ حَقَّهُمْ»

«از خونريزى بپرهيز و از خون ناحق پروا كن كه هيچ‌چيز مانند خون ناحق كيفر الهى را نزدیک و مجازات را بزرگ نمى‏كند و نابودى نعمت‏ها را سرعت نمى‏بخشد و زوال حكومت را نزدیک نمى‏کند.

روز قيامت خداى سبحان قبل از رسيدگى به اعمال بندگان، به خون‏هاى ناحق ريخته شده، داورى می‌کند، پس با ريختن خونى حرام حكومت خود را تقويت مكن؛ زيرا خون ناحق، پايه‏هاى حكومت را سست و پست مى‏كند و بنياد آن را بر كنده به ديگرى منتقل می‌سازد، و تو نه در نزد من و نه در پيشگاه خداوند عذرى در خون ناحق نخواهى داشت؛ چرا كه كيفر آن قصاص است و از آن گريزى نيست.

اگر به خطا خون كسى ريختى يا تازيانه يا شمشير يا دستت دچار تندروى شد -كه گاه مشتى سبب كشتن كسى مى‌شود، چه رسد به بيش از آن- مبادا غرور قدرت تو را از پرداخت خون‌بها به بازماندگان مقتول باز دارد!»

علما و بزرگان ما همه خوب هستند، امّا باید مراقب هم باشند؛ یعنی با نصیحت و تذکر به هم کمک کنند. نباید کسی بگوید «به من چه؛ خودشان هستند و خودشان. ما اگر حرفی بزنیم، آبرویمان می‌ریزد».

زمان شاه در جلسه‌ای با حضور یکی از علمای بزرگ یکی از شهرها شخصی منبر رفته بود و در حین سخنرانی شروع کرد تعریف کردن از شاه. بعد از جلسه مؤمنان نزد آن عالم آمدند و گفتند چرا وقتی این واعظ از شاه تعریف می‌کرد، شما اعتراضی نکردید و همین‌طور ساکت نشستید؟ لااقل به نشانۀ اعتراض مجلس را ترک می‌کردید. این نشستنِ شما نوعی تأیید حرف‌های او بود.

جناب عالم گفت من اگر چیزی می‌گفتم یا می‌رفتم، این واعظ از من بدگویی می‌کرد و آبروی مرا می‌ریخت و آبروی من یعنی آبروی اسلام!

اشتباه ایشان اینجاست که متوجه نیست آبرو و همه‌چیزش از اسلام است و اگر لازم شد، باید آن را در راه اسلام بگذارد؛ لذا این صغرا و کبرایی که چیده، صحیح نیست. همواره مردم مسلمان و متدین به عالمِ عاملی اعتنا دارند که در موقع لزوم امر به معروف و نهی از منکر کند.

اگر جناب‌عالی بزرگوار هستید، باید بلند شوید بگویید آقای محترمی که از ظالم تعریف می‌کنی، کارت حرام است و داخل گناه شدی. اگر حرف دیگری نداری، روایتی بگو و برو! اگر هم می‌ترسید دعوا و نزاعی پیش آید، لااقل خودت برخیز و برو!

وقتی انسان خودش را محورِ مردم قرار می‌دهد، انتظار بیشتری از او می‌رود.

 

[1] ـ حجرات، ۱۱.

[2] ـ حجرات، ۱۲.

[3] ـ مشکاةالانوار، ۳۱۹.

برچسب ها: آیت الله دستغیب


 
تمامی حقـوق نزد پایگاه اطلاع رسانی مسجد قبا محفوظ می باشد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید