تفسير سوره انفال، آيه 26

 

از خدا مى‌خواهيم به حق محمّد و آل محمّد اين وضع پيش نيايد و خداى تعالى كمك كند همه‌ى آقايان در هر كجا هستند از نظر دينى، اقتصادى، سياسى، نظامى به تكليف خود عمل كنند. تكليف دينى، غير از نظريات من‌درآوردى است، در حالى كه خود شخص هم مى‌داند اين از نفس است. بايد ببينيم خدا چه مى‌گويد و چه مى‌خواهد.

 

هر كس در حد خود، از كوچك و بزرگ بايد ملتزم به اين معنا باشد. هر كس هر جا هست، در مسجد، محيط كار، خانواده، در بين دوستان، بايد مراقب باشد ظلمى از او صادر نشود.

 

از خدا مى‌خواهيم اين جمهورى اسلامى را همان طور كه پسند خود اوست قرار دهد!

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسير سوره انفال، آيه 26،  جلسه  17، چهارشنبه   1394/12/19

آیت الله سید علی محمد دستغیب

وَ اذْكُرُوا اِذْ أنْتُمْ قَليلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الاْرْضِ تَخافُونَ أنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النّاسُ فَآواكُمْ وَ أيَّدَكُمْ بِنَصْرِهِ وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ(26)

به ياد آوريد هنگامى كه شما در زمين اندك بوديد و ضعيف شمرده مى‌شديد. مى‌ترسيديد مردم شما را بربايند پس (خدا) شما را پناه داد و با يارى خود شما را نيرومند كرد و از چيزهاى پاكيزه روزيتان داد، شايد سپاسگزارى كنيد!

وَ اذْكُرُوا اِذْ أنْتُمْ قَليل؛ خداى تعالى به مسلمانان مى‌فرمايد: «به ياد آوريد زمانى كه در مكه گروه اندكى بوديد». در طول سيزده سال حضور پيامبر در مكه، مشركان آزار و اذيت‌هاى بسيارى به مسلمانان روا كردند؛ بسيارى از آنها را شكنجه كرده، برخى را كشتند؛ خانه‌ها و اموالشان را از بين بردند و آنان را محاصره اقتصادى كردند. اكنون خداى تعالى مى‌فرمايد آن روزگار خود را به ياد آوريد كه بسيار ضعيف بوديد و هر لحظه ممكن بود مشركان شما را بربايند يعنى شما رايكى يكى يا گروه گروه به مكان‌هاى نامعلوم ببرند.

«مُسْتَضْعَفُونَ فِي الاْرْضِ تَخافُونَ أنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النّاس»

فَآواكُمْ وَ أيَّدَكُمْ بِنَصْرِه؛ خداى تعالى شما را يارى كرد؛ به وسيله انصار، نصرتتان بخشيد؛ در جنگ‌هاى مختلف پيروزى عطا فرمود و رزق‌هاى نيكو؛ از جمله غنائم جنگى نصيبتان كرد، شايد شكرگزارى كنيد.

مستضعف در قرآن

خداى تعالى در قرآن كريم «مستضعف» را به سه دسته تقسيم مى‌كند؛ گروه اول كسانى هستند كه مى‌خواهند ديندار باشند، امّا به علت محدوديت و كمى نفرات، توان دفاع از خود را ندارند، با اين حال دين خود را رها نكرده، ملتزم به دستورات شرعى خود هستند؛ به همين دليل مورد تعرض و آزار مشركان قرار مى‌گيرند.

خداى تعالى در سوره‌هاى يونس، نساء، قصص و اعراف از اين گروه ياد كرده است. در سوره «اعراف» به سرگذشت پيامبران گذشته؛ مثل جناب هود، صالح، شعيب و موسى، اشاره كرده، ضمن بيان ضعف آنان، از تحقق نصرتى كه به آنها وعده داده شده بود، خبر مى‌دهد. درباره قوم بنى اسرائيل مى‌فرمايد :

(وَ أوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الاْرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتي بارَكْنا فيها وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنى عَلى بَني اِسْرائيلَ بِما صَبَرُوا وَ دَمَّرْنا ما كانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ ما كانُوا يَعْرِشُونَ )[1]

«و مردمانى را كه ضعيف نگه داشته شده بودند، وارث شرق و غرب زمينى كرديم كه بركت در آن نهاده بوديم و وعده نيكوى پروردگارت بر بنى اسرائيل، به خاطر صبرى كه كردند، تحقق يافت و آنچه فرعون و قومش مى‌ساختند و آنچه مى‌افراشتند، همه را در هم شكستيم.»

در سوره «قصص» مى‌فرمايد :

(وَ نُريدُ أنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الاْرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ )[2]

«و ما اراده كرده‌ايم بر مستضعفان زمين منّت بگذاريم و آنان را پيشوايان مردم و وارثان زمين گردانيم.»

در سوره «نساء» مى‌فرمايد :

(وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللهِ وَ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظّالِمِ أهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيّآ وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصيرآ)[3]

«چرا در راه خدا پيكار نمى‌كنيد و نيز در راه ]نجات[ مستضعفان، از مردان و زنان و كودكانى كه مى‌گويند: پروردگارا! ما را از اين شهر كه مردمانش همه ستمگرند بيرون بر و از جانب خود براى ما سرپرستى قرار ده و از سوى خود يار و ياورى براى ما روانه كن!»

گروه دوم مستضعفان، كسانى هستند كه در سرزمين خود اسير كافران و مشركان بودند و با وجود آنكه مى‌توانستند به سرزمين‌هاى ديگر هجرت كنند، نكردند و در اجراى احكام دين با مشكل مواجه شده، دست از دين و اعمال عبادى خود برداشتند. خداى تعالى ضمن سرزنش آنان مى‌فرمايد :

(اِنَّ الَّذينَ تَوَفّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمي أنْفُسِهِمْ قالُوا فيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنّا مُسْتَضْعَفينَ فِي الاْرْضِ قالُوا أ لَمْ تَكُنْ أرْضُ اللهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصيرآ)[4]

«فرشتگان هنگام گرفتن جان كسانى كه به خود ستم كرده‌اند، از آنان پرسند: در چه حال بوديد؟ گويند: ما در زمين، از مستضعفان بوديم. فرشتگان گويند: آيا زمين خدا پهناور نبود تا در آن هجرت كنيد؟ جايگاهشان دوزخ است و بد سرانجامى دارند.»

پس از آن با استثناء كردن كسانى كه واقعآ راه فرار پيش رويشان نبود، مى‌فرمايد :

(اِلّا الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطيعُونَ حيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبيلاً * فَأُولئِكَ عَسَى اللهُ أنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ كانَ اللهُ عَفُوّآ غَفُورآ)[5]

«مگر مردان و زنان و كودكان ناتوانى كه نه چاره‌اى داشتند و نه راه نجاتى مى‌يافتند. * اميد است خداوند از آنان درگذرد و خدا آمرزنده و بخشاينده است.»

گروه سوم مستضعفان در قرآن كريم كسانى هستند كه دانسته، عنان خود را به دست مستكبران دادند و اسير آنها شدند؛ به همين دليل با آنكه مى‌توانستند دين خود را نگه دارند، از ترس دنيا دست از آن برداشته، تحت سلطه‌ى كفّار درآمدند. در سوره «سبأ» درباره آنان مى‌فرمايد :

«در قيامت ستمكاران در پيشگاه پروردگارشان ايستاده، هر كدام گناه خود را بر عهده ديگرى مى‌اندازد؛

مستضعفان به مستكبران گويند: اگر شما نبوديد يقينآ ما مؤمن مى‌شديم.

مستكبران به آنان مى‌گويند: آيا ما شما را از هدايت پروردگار، بعد از آنكه به سوى شما آمد، بازداشتيم؟ خير بلكه شما خود گناهكار بوديد.

مستضفعان گويند: نيرنگ‌هاى شبانه روزى شما ما را وادار مى‌كرد به خدا كافر شويم و به او شرك ورزيم.»[6]

اين حال و روز همه‌ى كسانى است كه مى‌توانند ديندار باشند، امّا به خاطر محبّت دنيا و تعلقات آن و نيز ترك امر به معروف و نهى از منكر، بى دين شدند و در پيشگاه الهى عذرشان پذيرفته نيست.

در روايات اهل بيت به گروه ديگرى از مستضعفان اشاره شده كه قرآن به صورت كنايه از آنان ياد كرده است. آنان «مستضعفان فكرى» هستند؛ يعنى كسانى كه به خاطر تربيت غلط جامعه و عدم امكان تحقيق و اطّلاع از واقع، حق را نيافتند و به ناچار از دين حق محروم ماندند. بعيد نيست آيه‌ى 98 سوره «نساء» كه پيش از اين به آن اشاره شد، شامل حال آنان نيز بشود.

در موقعيت كنونى، ممكن است كسانى كه در نقاط دور افتاده جهان، مثل جنگل‌ها يا صحراها زندگى مى‌كنند و چيزى از اسلام و شيعه به گوششان نرسيده، راه به جايى ندارند، جزء اين گروه قلمداد شوند. آنان را نمى‌توان جهنّمى دانست. قطعآ خداى تعالى بر حسب خلقت و موقعيتى كه داشتند، آنان را با لطف خود مورد بخشش قرار مى‌دهد. بسيارى از اهل تسنّن كه محبّت اهل بيت را در دل دارند، امّا چيزى از حقّانيّت اميرالمؤمنين به گوششان نرسيده و ايشان را خليفه چهارم مى‌دانند، شايد در اين گروه قرار گيرند. چه بسا اگر كسى با آنها صحبت مى‌كرد، مى‌پذيرفتند.

شمول عمومى آيه

نصرت خداى تعالى پس از ضعف مؤمنان، منحصر به صدر اسلام نيست و در زمان‌هاى مختلف اين عنايت وجود داشته است.

همواره قيام‌هايى عليه خلفاى اموى و عباسى در گوشه و كنار مملكت اسلامى برپا مى‌شد و گاه با مدد خداى تعالى، منجر به ايجاد حكومت‌هاى موقت و كوچكى در اطراف و اكناف، و نجات مردم از يوغ ستم خلفا مى‌گشت.

در زمان پهلوى نيز مردم مستضعف واقعى بودند، البته گروه اندكى مقابل ستم‌هاى شاه مى‌ايستاند، حتّى در زمان رضاخان كه با قلدرى روى كار آمد و اوايل حكومتش وضع وحشتناكى بود، بتدريج علما مقابلش سر برآوردند. در زمان محمّد رضا نيز مردم از نظر دينى، اقتصادى، سياسى، فرهنگى و اجتماعى در حصر عجيبى قرار داشتند. خداى تعالى به ضجه‌ها و ناله‌هاى مردم مؤمن و بيچاره اعتنا كرد و نجاتشان داد.

از سال 42 حضرت امام خمينى آمد و صحبت كرد و مردم از او پشتيبانى كردند. در همان وقت هم تعداد اندكى توان مبارزه با حكومت پهلوى را داشتند و در ميان آنان، امثال توده‌اى‌ها، مجاهدين خلق و گروه‌هاى ديگرى نيز بودند كه بعدها به بيراهه رفتند.

امروز هم يكى از مخاطبان آيه، متدينين و علمايى هستند كه در آن زمان زندان رفتند و شكنجه شدند. خداى تعالى به آنان مى‌فرمايد شما اندك و مستضعف بوديد، ولى امروز از بركت حضرت امام و حمايت مردم محبوب شديد و به پست و مقام و امكانات فراوان رسيديد.

در زمان شاه ناگهان در خانه افراد ريخته، آنها را با خود به مكان‌هاى نامعلومى مى‌بردند و از كسى كارى بر نمى‌آمد.

خداى تعالى به آقايانى هم كه امروز بر سر كارند مى‌فرمايد: به ياد آوريد روزهايى را كه اندك و ضعيف بوديد؛ شما را مى‌ربودند و به جاهاى مختلف مى‌فرستادند، امّا خدا پناهتان داد؛ محترم شديد و روزى فراوان برايتان فراهم كرد تا شكرگزار شويد؛ «وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون»

شكرى كه آقايان بايد انجام دهند اين است كه كارها و ظلم‌هاىآنان را تكرار نكنند. در زمان پهلوى كمى از عمامه به سرها حساب مى‌بردند و احترام مى‌گذاشتند، ولى مردم عادى را مى‌بردند و معلوم نبود چه برسرشان مى‌آورند. خداى تعالى مى‌فرمايد شما اين كار را بر سر مردم نياوريد!

آنان اموال مردم را تصاحب مى‌كردند؛ به فقرا اعتنا نداشتند و آنها را زير دست و پا له مى‌كردند؛ شما اين طور نباشيد. اكنون كه به لطف خدا جلودار مردم شده‌ايد، فقرا را زير دست و پا له نكنيد؛ اگر كسى اعتراضى كرد و فريادى زد او را پايمال نكنيد!

«لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون» يعنى شما مانند آنها نباشيد! عده‌اى از مستضعفان از صميم دل فرياد زدند و پس از مدّتى خداوند دعاهايشان را اجابت كرد، طورى نشود كه دوباره آه و ناله مستضعفان بلند شود و چيزى بگويند.

منظور افراد سركش نيستند، با آنها كارى نداريم، بلكه منظور افرداى هستند كه از درون با خداى خود خالص و صاف هستند و ناگهان ممكن است بخاطر فقر و گرفتارى‌هاى مختلف ناله و دعايى كنند. اگر اين‌ها آه بكشند، خطرناك است و ممكن است همه بسوزند.

از خدا مى‌خواهيم به حق محمّد و آل محمّد اين وضع پيش نيايد و خداى تعالى كمك كند همه‌ى آقايان در هر كجا هستند از نظر دينى، اقتصادى، سياسى، نظامى به تكليف خود عمل كنند. تكليف دينى، غير از نظريات من‌درآوردى است، در حالى كه خود شخص هم مى‌داند اين از نفس است. بايد ببينيم خدا چه مى‌گويد و چه مى‌خواهد.

هر كس در حد خود، از كوچك و بزرگ بايد ملتزم به اين معنا باشد. هر كس هر جا هست، در مسجد، محيط كار، خانواده، در بين دوستان، بايد مراقب باشد ظلمى از او صادر نشود.

از خدا مى‌خواهيم اين جمهورى اسلامى را همان طور كه پسند خود اوست قرار دهد!


[1]ـ اعراف، 137.

[2]ـ قصص، 5.

[3]ـ نساء، 75.

[4]ـ نساء، 97.

[5]ـ نساء، 98 و 99.

[6]ـ سبأ، 31 تا  33


 
تمامی حقـوق نزد پایگاه اطلاع رسانی مسجد قبا محفوظ می باشد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید