شهيد والامقام و طالب مقام فنا حبيب روزيطلب

شهيد والامقام و طالب مقام فنا

حبيب روزيطلب

 

 به نام خدا

 

زندگينامه‌

 شهيد حبيب‌ روزيطلب‌ در 23 مردادماه‌ 1339 در شهر شيراز در خانواده‌اي‌ مذهبي‌ كه‌ پدر كارگر مغازة‌ نانوايي‌ بود بدنيا آمد. تحصيلات‌ ابتدايي‌، راهنمايي‌ و دبيرستان‌ را در شيراز تمام‌ و با اخذ ديپلم‌ رياضي‌ و شركت‌ در كنكور سراسري‌ در رشته‌ علوم‌ انساني‌، جامعه ‌شناسي‌ تهران‌ قبول‌ شد و بيش‌ از يك‌ ترم‌ در دانشگاه‌ نبود كه‌ منجر به‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ و تعطيلي‌ دانشگاه‌ها شد و حدود شش‌ ماه‌ همراه‌ با شهيد سعيد ابوالاحرار در حوزه‌ علميه قم‌ مشغول‌ تحصيل‌ شد كه‌ با شروع‌ جنگ‌ تحميلي‌ راهي‌ جبهه‌هاي‌ نبرد حق‌ عليه‌ باطل‌ گرديد و نهايتاً در عمليات‌ محرّم‌ سال‌ 1361 در 22 محرم‌ همان‌ سال‌ در تپّه‌ 175 به‌ درجة‌ رفيع‌ شهادت‌ نائل‌ آمد. افراد و دوستان زیادى در زندگى حبیب تأثیر مثبت و بسزائى گذاشتند و نام بعضى را زیاد مى‏آورد و از آنها به خیر و نیکى یاد مى‏کرد.

 

از حضرت آیت اللّه حاج سید على محمّد دستغیب با حالت خاصّى یاد مى‏کرد و احترام وافرى براى ایشان قائل بود و علاقه و محبّت عجیبى به ایشان ابراز مى‏کرد و بسیارى از دستاوردهاى روحانى و معنوى خویش را از برکت وجود ایشان مى‏دانست و همواره ملازم منبر و سخنان و مسجد ایشان بود و نشستها و جلسات خصوصى و جلسات اهل راز و سرّ داشت. در یکى از یادداشتهایش مى‏نویسد.

 

برگرفته از بخشی از خاطرات شهید از زبان خود ایشان:

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز عصر (شب جمعه 2/7/60) سه پیکر پاک را تشییع می کردند و قرار هم بود به مناسبت هفته جنگ مراسمی در دارالشهدا برقرار باشد کلاس من در اتحادیه تعطیل شد و با چند تا از بچه ها جنازه ها را تشییع کردیم و به گلزار شهدا رسیدیم. یکسر به سراغ «شهید مفتاحی» و «شهید رستمی» رفتیم که با فکر مادی ام می پندارم غریبان دارالشهدا هستند، هرچند اشتباه پنداری است! بعد به مسجد آتشیها آمدیم. شب جمعه است و دعای کمیل و صدای حزین آقا همیشه این صدای حزین به من روح می بخشید و اصلاً وجود آقا، خواب و بیداری و نفس کشیدن و... همه چیز آقا روح بخش است. خدایش زنده نگهدارد. همه بچه ها را ورانداز می کنم. هر یک به گوشه ای نشستند و با آقا مشغولند. بالاخره می روم صف اول نزدیکی های آقا (استاد سید علی محمد دستغیب) و کنار دست او می نشینم. کمی خودم را دورتر می کنم تا بدی هایم حالش را خراب نکند و دعا هم می کنم که خدایا کثافات من لطمه ای به حالش نزند و اما چرا نزدیک آقا نشستم؟ این کار همیشه ام هست و اگر می خواهید نماز بخوانید، کنار آقا نماز بخوانید، هم کنار آقا فکر کنید و کنار آقا گوش به درس دهید و کنار آقا راه بروید و کنار آقا غذا بخوریدو... سرّش را خود آقا می داند. آقا وسط دعا بی تابانه روضه حسین(ع) می خواند و چه جگر سوز. وقتی صحبت از پیکر پاره حسین می کند در آن بیابان دل کنده می شوم، فریاد می کنم دلم می خواهد بلند شوم و در تاریکی مسجد که هیچ کس نمی بیند به آقا بگویم. آقا تو را به خدا دعا کنید بروم من هم مثل حسین(ع) بروم، اما می ترسم آقا (آیت الله سید علی محمد دستغیب) تو حال خودشان باشند و مزاحمشان شوم، اما نمی شود. دوباره قصد می کنم بروم و باز نمی روم، بی اختیار صدایشان می کنم آقا... آقا.... مطمئنّم آقا شنیده است و برایم دعا کرده است و دعای آقا مستجاب می شود. شکی نیست. خدایا دریابم، اخلاص، اخلاص.

 

خاطره ای دیگر از خود شهید:

«صبح‌ پنج‌شنبه‌ بر سر تربت‌ شهيدان‌ رفتيم‌. اوّلین ‌بار است‌ كه‌ با مادرم‌ به‌ زيارت‌ شهدا مي‌روم‌. بر سر قبر تازه‌ به‌ خاك‌ سپرده‌ شده‌ مي‌رويم‌. جسمشان‌ را مي‌گويم‌. بعضي‌ها جسمشان‌ هم‌ به‌ آسمان‌ مي‌رود. يعني‌ كه‌ جسمشان‌ هم‌ از جنس‌ روحشان‌ مي‌شود. اين‌ را بارها به‌ بچه‌ها گفته‌ام‌: هيچ‌ دلم‌ نمي‌خواهد از جسمم‌ هم‌ ذره‌اي‌ بر خاك‌ بماند. به‌ بچه‌ها مي‌گفتم‌ اگر از جسمم‌ اثري‌ ماند بعد از دفن‌ بر آن‌ سنگي‌ نيندازيد و اگر سنگي‌ گذاشتيد بر روي‌ آن‌ اسمم‌ را ننويسيد.

و بدينسان‌ بود كه‌ حبيب‌ روزيطلب‌ كه‌ عمري‌ آرزوي‌ شهادت‌ را، لقاء الله را از خدا طلب‌ كرده‌ بود به‌ آرزوي‌ خود رسيد كه‌:

«مَنْ طَلَبَني‌ وَجَدَني»...

و آنچنانكه‌ خواسته‌ بود از جسمش‌ نيز اثري‌ برجاي‌ نماند. زيرا كه‌ جمله‌ جان‌ شده‌ بود.

بايد كه‌ جمله‌ جان‌ شوي‌ تا لايق‌ جانان‌ شوي‌         گر سوي‌ مستان‌ مي‌روي‌ مستانه‌ شو مستانه‌ شو

 یکى از دوستان نزدیک به حبیب آقا مى‏ گوید:

 زمانى شهید حبیب روزیطلب به من گفتند: می‏خواهم به جبهه عزیمت کنم. گفتم: چرا شما این 5 الى 6 ماه گذشته به جبهه نرفتید؟ گفتند: آقاى دستغیب به من اجازه نمى‏دادند و تمام عمرم بدون اجازه آقا سید على محمد دستغیب هیچ کارى انجام ندادم و دیروز خدمتشان بودم و به من اجازه عزیمت به جبهه را دادند. و این آخرین سفرشان بود که رفتند و شهید شدند .


 
تمامی حقـوق نزد پایگاه اطلاع رسانی مسجد قبا محفوظ می باشد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید