روز عاشورا محرم 1435 ، پنجشنبه 1392/08/22

 


بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

 روز عاشورا براى همه‌ى كسانى كه رهرو انسانيت هستند و مى‌خواهند در دنيا آزاده زندگى كنند، اهل هر عقيده و مذهبى كه باشند، روز عزا و ماتم است. امّا بى‌شك عزا و ماتم دوستان حسين بن على عليهماالسلام بيشتر از ديگران است و دل‌هاى آنان در اين مصيبت، سوزان و چهرهايشان غمگين است.

اين گريه‌ها و سوزها بايد آثارى در پى داشته باشد و مهم‌ترين اثر آن كه بايد تا دم مرگ و روز قيامت باقى باشد، اتّصاف به صفات و تأسى به كردار حضرت سيد الشهدا عليه السلام است. وقتى انسان به خاطر محبّت حسين بن على عليهماالسلام بر سر و سينه مى‌زند و مى‌گريد، بايد خصوصيات ايشان در وجودش ظاهر شود. خصوصياتى كه هم در صفات و هم در كردار آن حضرت مشهود بود و از جمله‌ى آنان غيرت و همّيت و ديندارى ايشان بود. وقتى دوستان عزيز جوان و نوجوان پس از عزادارى حسين بن على عليهماالسلام، به نماز اهميّت مى‌دهند؛ نسبت به پدر و مادر خود احترام فراوان قائل مى‌شوند؛ با خواهر و برادر و همسر و فرزندان خود مهربانى مى‌كنند و با افراد ديندار معاشرت مى‌نمايند، معلوم مى‌شود آن سوز و آه و گريه تأثير داشته، عزادارى آنها يك عزادارى مثبت بوده است.

امام حسين عليه السلام به نماز اهميّت مى‌داد و آن را در سخت‌ترين شرايط جنگ به جا مى‌آورد؛ نسبت به اهل و عيال و خانواده خويش مهربان بود و درباره اعمال عبادى، از واجب و مستحب، دقت نظر داشت، دوستان ايشان نيز بايد اين صفات را از ايشان دريافت نمايند. آن جناب در كشاكش نبرد، به نماز ايستاد تا نشان دهد که از جمله به خاطر حفظ نماز مى‌جنگد؛ زيرا نماز ستون دين است. انسان را از زشتى‌ها باز مى‌دارد.

كسانى كه سرتيپ و سردارند و اسلحه در دست دارند، از سپاه و ارتش و بسيج و نيروهاى انتظامى، اگر مدعى عزادارى بر حضرت سيد الشهدايند، نبايد متكى به اسلحه خود باشند، بلكه بايد بر خدا تكيه كنند و بدانند كه اگر ضعيفى زير دستشان له شود يا سيلى ناحقّى به صورت كسى بزنند، بى‌شك كارشان تلافى خواهد شد؛ اگر امروز نشد، فردا خواهد شد. فراموش نكنيد سخن حضرت زين العابدين عليه السلام را كه فرمود: وقتى پدرم به ميدان مى‌رفت، فرمود :

«اِيَّاكَ وَ ظُلْمَ مَنْ لا يَجِدُ عَلَيْكَ نَاصِراً اِلّا اللَّه»[1]

«بر حذر باش از ظلم به كسى كه در برابر تو يارى كننده‌اى جز خدا نمى‌يابد».

تاريخ به ياد دارد كه بر سر بنى اميه چه آمد؛ چگونه قبرهاى آنان را شكافتند و آثار آن را از بين بردند. وقتى قبر يزيد را نبش كردند، ديدند از او جز يك خط خاكستر باقى نمانده است. امروز هم قبر او و پدرش تبديل به زباله دان گشته است. پس اى سرداران و اميران! به امروز خود نباليد و مراقب باشيد مظلومى را زير دست و پا له نكنيد! اين دنيا چه ارزشى دارد كه براى حفظ آن مرتكب ظلم شويد؟ ميل خودتان است.

رحم حسينى بايد در دل همه‌ى عزاداران آن حضرت ظاهر باشد. در چند مرحله اصحاب اجازه خواستند با سپاهيان دشمن وارد جنگ شوند و از برترى نسبى خود استفاده برند، امّا امام اجازه نداد و فرمود: من آغازگر جنگ نخواهم بود. او مى‌خواست امر به معروف و نهى از منكر كند و مردم را متوجّه خدا سازد، نه آن كه به زور بر سرشان رياست كند. آمدن او به دليل نامه‌ها و دعوت مردم بود و اگر نيامده بود، فرداى قيامت در پيشگاه پروردگار عذرى نداشت.

يكى ديگر از رفتارهاى الگوساز حسين بن على عليهماالسلام، امر به معروف و نهى از منكر بود. عالمى كه خود را طلبه‌ى امام زمان مى‌داند و مدعى تبليغ دين خدا است، اگر در وقت لازم امر به معروف و نهى از منكر نكند، طلبه‌ى امام زمان نيست، طالب دنيا و حفظ خويش است.

در امر به معروف و نهى از منكر بايد با زبان خوب و مؤدبانه نصيحت كرد، آن هم نه فقط زنان بد حجاب را. هر كس بايد به اندازه خود، اطرافيان و دوستان خود را به خوبى‌ها دعوت كند. البتّه مراجع تقليد وظيفه‌ى سنگين‌ترى دارند. اگر سنّت پيامبر و احكام قرآن بر زمين بماند و ايشان سكوت كنند و هيچ اعتراضى نكنند، مانند كسانى كه مال يتيم را مى‌خورند، آتش در شكم‌هاى خود مى‌ريزند.

اعتراض حتمآ به معناى در خيابان ريختن يا دشمنى كردن نيست، بلكه انتقادى است كه از سر دلسوزى و خير خواهى مطرح مى‌شود و نتيجه‌اش هدايت است. بعضى آقايان گمان مى‌كنند سخنان ما تزلزل در نظام ايجاد مى‌كند! بر عكس، حرف‌هاى ما براى مستحكم ساختن احكام است. ستون جمهورى اسلامى، احكام اسلام است. اين ستون بايد حفظ شود، كه اگر نشد، ديگر چيزى از جمهورى اسلامى باقى نخواهد ماند و روز به روز آسيب‌پذيرتر مى‌شود، تا آنجا كه فقط با زور اسلحه سرپا مى‌ماند و هر چه با زور اسلحه حفظ شود، دوام چندانى نخواهد داشت. لذا مراجع تقليد و بزرگان اسلام توجّه داشته باشند كه هر كس امر به معروف و نهى از منكر كند و احكام اسلام را بگويد، هدفش از بين بردن نظام نيست. ما خوشحاليم از اين كه جمهورى اسلامى باقى باشد و اين كشور مستعمره‌ى آمريكا و روسيه و چين نشود و به غير تكيه نداشته باشد.

اگر بگوييم حسين بن على عليهماالسلام كشته شد فقط براى اين كه مردم در عزاى او گريه كنند و به بهشت بروند، چه فرقى ميان شيعه و مسيحيت قائل شده‌ايم؟ مسيحيان هم مى‌گويند: «حضرت عيسى به صليب كشيده شد تا آنان به بهشت روند»! آيا دين خدا اين قدر سبك و حسين بن على عليهماالسلام اين همه پايين است؟ اين نيست. حسين عليه السلام دين خدا را آشكار و پايه‌هاى آن را محكم كرد. او آمد تا مردم را با خدا آشنا كند و نشان دهد كه اسلام، دين دنيا و آخرت است و هر دو را سامان مى‌بخشد.

اگر علما صحبتى مى‌كنند نبايد آماج سنگباران قرار گيرند و مسجد و مدرسه‌شان بسته شود. نبايد كسانى كه ذره‌اى از آنها انتقاد مى‌شود، منتقد خود را از همه چيز ساقط كنند. اين صحيح نيست.

اگر امر به معروف و نهى از منكر از ميان مردم رخت بربندد، به فرموده مولا على عليه السلام، بدان بر آنان حاكم مى‌شوند و دعاى خوبان مستجاب نمى‌شود. همان طور كه گفتيم در اين تكليف الهى، هر كس به اندازه خود مكلّف است و هرگز وظيفه‌اى كه يك مرجع تقليد دارد، با وظيفه‌ى يك فرد عادى و يك جوان و نوجوان محصل و دانشجو يكسان نيست.

از دوستان حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام انتظار مى‌رود هر روز بيشتر از روز قبل شرك را از درون خود بيرون كنند و بدانند جز خدا مؤثرى نيست. نه پول، نه مقام، نه دوست، نه مريد، هيچ كدام اثرى جز به خواست خدا ندارند. حالا كه با حسين عليه السلام معامله مى‌كنيد و براى او بر سر و سينه مى‌زنيد، كمى در خود دقت كنيد كه آيا آثار توحيد پروردگار در وجود شما بيشتر شده است يا خير؟ حضرت ابا عبدالله از ابتدا تا انتها دم از خدا مى‌زد و در نامه‌ها و خطبه‌هاى خود بر حفظ قرآن و سنّت تأكيد مى‌كرد.

همه‌ى آثار قيام حضرت سيد الشهدا در روز عاشورا ظاهر نشد. زينب كبرى سلام الله عليها در كوفه چنان خطبه‌اى خواند كه پايه‌هاى حكومت عبيدالله لرزيد و مى‌رفت مردم را عليه او بشوراند كه ناگهان سر مبارك برادر را در مقابلش آوردند و آن بانو تاب نياوردند.

 



[1] ـ كافى، 2، 331.


 
تمامی حقـوق نزد پایگاه اطلاع رسانی مسجد قبا محفوظ می باشد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید