تفسیر سوره هود آیه ۳ یکشنبه ۱۳۹۷/۱۰/۰۹ جلسه ۴ مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی حاج سید علی محمد دستغیب

کسی که می‌خواهد در دنیا شهواترانی کند و آلودۀ کثافات شود، خدا بازش نمی‌دارد و حتی در این راه کمکش می‌کند، البته تا آنجا که صلاح بداند؛ گاهی هم به بعضی متناسب با خواست و تلاششان، نمی‌‌دهد، امّا دربارۀ آخرت می‌فرماید هرکس بخواهد و رها نکند، حتماً بهره‌مندش می‌کنیم.

 

 بسم اﷲ الرحمن الرحیم

 

تفسیر سوره هود آیه ۳

یکشنبه ۱۳۹۷/۱۰/۰۹  جلسه ۴

مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی حاج سید علی محمد دستغیب

 


 دانلود فایل صوتی


مشاهده و دانلود فیلم جلسه

 

 

 

وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتاعاً حَسَناً إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى وَ يُؤْتِ كُلَّ ذي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ كَبيرٍ (۳)

و اینکه از پروردگارتان طلب آمرزش کنید سپس به‌ درگاه او توبه کنید تا شما را از بهرۀ خوبی تا زمان معیّنی برخوردار کند و به هر صاحب کَرَمی متناسب با کرامتش عطا کند و اگر رو بگردانید، من برای شما از عذاب روز بزرگ می‌ترسم.

 

مَتاعاً حَسَناً إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى؛ «متاع حسن» بهرۀ دنیاست که مدت آن تا زمانِ مرگ است و گفتیم که این بهره، اموال و تجملاتِ دنیا نیست. خدای تعالی در سورۀ زخرف می‌فرماید:

﴿وَ لَوْ لا أَنْ‏ يَكُونَ‏ النَّاسُ‏ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُون﴾[1]

«اگر نه این بود که مردم [در کفر] امّتِ واحد شوند، برای خانه‌های کسانی که به خدای رحمان کافر شدند، سقف‌هایی از نقره قرار می‌دادیم و نردبان‌هایی که از آن بالا بروند.»

معلوم می‌شود دنیا برای خدا اهمیتی ندارد که اگر به کسی داد، نشانۀ خوب بودنش باشد. پس آیا یعنی این متاع دنیا و خانه‌ها و باغ‌ها و طلا و نقره‌ها برای مؤمن نیست؟ آیا مؤمن نباید نزدیک این‌ها برود و اگر نصیبش شد، دیگر مؤمن نیست؟

خیر. ممکن است مؤمن هم متاعِ‌ دنیا داشته باشد و هم در کنارش متاع حسن، امّا صحبت در این است که شخص مؤمنی که بهره‌ای از دنیا دارد، بخل ندارد؛ تکبر و فخرفروشی نمی‌کند؛ خود را با مردم یکی می‌داند؛ فقرا و بیچارگان را از خودش می‌داند؛ اموالش را ذخیره نمی‌کند، بلکه آنها را در راه خدا صرف می‌کند و هدفش این نیست که ثروتمندترین آدمِ شهر یا کشور شود. خدای تعالی هم به او عوض و برکت می‌دهد.

اگر یک یا چند نفر با هم مؤسسه یا شرکتی تأسیس کرده‌اند، نمی‌گذارند اموال زیادی جمع شود و به کسانی که نیاز دارند، کمک می‌کنند. اگر زحمت کشیده و کارخانۀ بزرگی با سرمایۀ فراوان راه انداخته‌، اگر واقعاً متدین و اهل نمازِ است، فکر می‌کند چنانچه ناگهان مرگش رسید، این ثروت چه می‌شود و به که می‌رسد؟ باید خودش بفهمد و همۀ این اموال را برای وارث نگذارد و بخشی از آن را سهمِ فقرا و نیازمندان کند تا در این وضعِ جامعه آنها هم بهره‌ای از ثروتِ او داشته باشند. باید بداند متاع حسن این‌ ثروت نیست، یادِ خداست. قطعاً اگر کمی فکر کند، راه‌هایی به‌نظرش می‌رسد.

امّا متاع حسن برای مؤمنانی که ثروت چندانی ندارند چیست؟

کسی که خدا و پیامبر و ائمۀ اطهار علیهم‌السلام را قبول دارد؛ معاد را حق می‌داند؛ عدل پروردگار را باور دارد؛ نماز می‌خواند و واجبات را انجام می‌دهد و حرام را ترک می‌کند، متاع حسن برایش توحید پروردگار است. می‌گوید خدای تعالی همه‌کارۀ من است؛‌ اوست که به من رزق و روزی می‌دهد و خودش قول داده و قسم یاد کرده که هیچ‌کس را بدون رزق نمی‌گذارد.

﴿وَ ما مِنْ‏ دَابَّةٍ فِي‏ الْأَرْضِ‏ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ رِزْقُها﴾[2]

«هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست، مگر اینکه رزقش برعهدۀ خداست.»

البته باید کاری انجام دهد یا درس بخواند. به‌علاوه فرمود:

﴿وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ‏﴾[3]

«هرکس بر خدا توکل کند، او کفایتش می‌کند.»

هرکه به خدا توکل کند، خداوند کمکش می‌کند؛ نگه‌اش می‌دارد و روزی‌اش را می‌رساند. بنابراین متاع حسن برای این شخص این است که جز نفسِ خودش از هیچ‌کس و هیچ‌چیز ترسی ندارد؛ چون می‌داند «اگر تیغ عالم بجند ز جا نبرد رگی تا نخواهد خدا». دلش به خدای تعالی خوش است؛‌ در مقابل شیطان هم بر او توکل می‌کند و همیشه ملتزمِ تقواست.

﴿وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ﴾[4]

«هرکس تقوای الهی داشته باشد، خداوند راه نجاتی برایش قرار می‌دهد و او را از جایی که گمان نمی‌کند،‌ روزی می‌دهد.»

در اینجا باید به نکته‌ای اشاره کرد؛ اگر کسی واقعاً به خدای تعالی رجوع کند و اعمال و افکار و نیات و اخلاقش را مطابق قرآن و اهل‌بیت قرار دهد و همۀ عمر در همین راه حرکت کند، به‌تدریج به انسانیت نزدیک و برازندۀ نام انسان می‌شود و خدای تعالی به‌صورتِ خاص همراهش می‌شود، ولی اگر دنبال شهوات و دنیا و حیوانیت باشد و کاری به خدا و دین و دیانت نداشته باشد، شایستۀ نام آدمیت نیست.

شاید کسی بگوید برخی از این افراد آدم‌های خوبی هستند؛ به دیگران احترام می‌گذارند؛ کسی را اذیت نمی‌کنند و کینه و حسد و بخل هم ندارند؛‌ این چطور؟

اولاً: همۀ افراد منکر خدا و معاد و دین این‌طور نیستند و برخی از آنها چنین صفات خوبی دارند. به‌علاوه همان‌ها هم اگر به ثروت و قدرتی برسند، معلوم نیست درون خود را چگونه نشان بدهند.

ثانیاً: همه‌چیز که همین دنیا نیست. جای دیگر و غرضِ دیگری هم هست. ما که مؤمن هستیم و خدا را قبول داریم، می‌گوییم برفرض که این شخص خوب زندگی کرده باشد، امّا نهایتاً مثل مرغ و خروسی است که کار خود را می‌کنند و به دیگران نفع می‌رسانند یا مثلاً اسب و استری است که آزارش به کسی نمی‌رسد و نجیب و نافع است یا مثل طاووسِ زیبا یا پرنده‌ای خوش‌صداست. گیرم دنیای خوبی هم داشته باشد و در رفاه کامل زندگی کند، ولی آیا زندگی همین است؟ ما به این دنیا آمده‌ایم برای همین چند روز که بخوریم و بخوابیم و تولید مثل کنیم و آزاری به کسی نرسانیم؟ انسان و انسانیت یعنی همین؟! اگر این باشد که حیوانات هم همین‌طورند. بعضی از آنها خیلی باهوش‌تر، نافع‌تر و زیباتر از انسان هستند و بعضی مثل مورچه و زنبور عسل زندگی اجتماعی عجیب و پیچیده‌ای دارند!

منظور ما از انسان این نیست. ما معتقدیم خدای تعالی صفات عالی خود را در ما قرار داده، فرقِ زیادی با حیوانات داریم و کارِ ما به همین‌جا ختم نمی‌شود. کسی که این حقیقت را قبول دارد، نمی‌گوید مردمِ فلان کشورِ اروپایی چقدر خوب و آرام‌اند و به کسی کار ندارند.

وَ يُؤْتِ كُلَّ ذي فَضْلٍ فَضْلَهُ؛ هرکس فضیلتی دارد، خدای تعالی بر آن می‌افزاید و فضیلتِ دیگری به او می‌دهد؛ یعنی کسی که رو به خدا آورده است، با پشتوانۀ توکل بر خدا، اخلاق و صفات خوب پیدا می‌کند و چون موحد است و خدای تعالی را همه‌کاره و ولی خود می‌داند، هر روز عنایت روی عنایت به او می‌شود و هرچه بزرگ‌تر می‌شود، می‌بیند رشد بیشتری کرده، می‌تواند شیطان را دفع کند.

در بعضی تفاسیر آمده «كُلَّ ذي فَضْلٍ فَضْلَهُ» مولا علی علیه‌السلام است و کسانی مثل سلمان و ابوذر و مقداد و بزرگانی که اصحاب علی علیه‌السلام بودند.

پس خدای تعالی می‌فرماید شما که در راه خدا افتادی، خداوند عنایات بیشتری نصیبت می‌کند، کسی هم که از راه خدا بیرون رفت، چون خودش خواسته، بهره‌ای ندارد.

﴿كُلاًّ نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً﴾[5]

«ما اینان و آنان را از عطای پروردگارت یاری می‌دهیم و عطای پروردگارت بند نمی‌آید.»

کسی که می‌خواهد در دنیا شهواترانی کند و آلودۀ کثافات شود، خدا بازش نمی‌دارد و حتی در این راه کمکش می‌کند، البته تا آنجا که صلاح بداند؛ گاهی هم به بعضی متناسب با خواست و تلاششان، نمی‌‌دهد، امّا دربارۀ آخرت می‌فرماید هرکس بخواهد و رها نکند، حتماً بهره‌مندش می‌کنیم.

وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ كَبير؛ اگر رو گرداندید و پشت کردید، من بر شما از عذاب روز بزرگ می‌ترسم. این عذاب هم در عالم برزخ است و هم عالم قیامت.

این‌ها واقعیاتی است که گاهی نشانه‌ها و نمونه‌هایش را یا در عالم خواب یا به نحوه‌های دیگر به برخی نشان می‌دهند، البته از خدا بخواهید نعمت‌های بهشت و عکس‌العملِ اعمالِ خوب را نشانتان بدهد. اعمال بد را هم اگر بخواهید، نشان می‌دهند، ولی استغفار بهتر است؛ «وَ أَنِ‏ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ».

 

 

[1] ـ زخرف، ۳۳.

[2] ـ هود، ۶.

[3] ـ طلاق، ۳.

[4] ـ طلاق، ۲ و ۳.

[5] ـ اسراء، ۲۰.


 
تمامی حقـوق نزد پایگاه اطلاع رسانی مسجد قبا محفوظ می باشد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید