تفسیر سوره یونس آیات ۱۰۱ تا ۱۰۳ یکشنبه ۱۳۹۷/۰۹/۰۴ جلسه ۶۶ مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی حاج سید علی محمد دستغیب

اکنون که به توفیقِ الهی تفسیر قرآن می‌خوانید و استراحتِ خاطری از این جهت دارید، از خدا بخواهید کمک کند نفس و شیطان بر شما مسلط نشود. برای تحققِ این امر یادِ مرگ را فراموش نکنید! پیر و جوانی هم ندارد. مگر جوان‌ها نمی‌میرند؟ همۀ ما سرانجام باید روزی بمیریم و زیرِ گل رویم. قطعاً صدسالِ دیگر هیچ‌یک از ما در این جهان نیستیم و دیگران جای ما را گرفته‌اند. نگو کو تا صدسالِ دیگر! مگر صدسال‌های قبل تمام نشد؟ این هم تمام می‌شود. اگر آدمی بداند سرانجام روزی باید از این دنیا برود، وزر و وبالش کم و یادِ خدا برایش آسان می‌شود. پیامبر اکرم صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله فرمود اگر کسی در طول روز بیست مرتبه یاد مرگ کند، جزء غافلان شمرده نمی‌شود.

 

 بسم اﷲ الرحمن الرحیم

 

تفسیر سوره یونس آیات ۱۰۱  تا  ۱۰۳ 

یکشنبه ۱۳۹۷/۰۹/۰۴  جلسه ۶۶

مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی حاج سید علی محمد دستغیب

 


 دانلود فایل صوتی


مشاهده و دانلود فیلم جلسه

 

 

قُلِ انْظُرُوا ما ذا فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما تُغْنِي الْآياتُ وَ النُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ (۱۰۱)

بگو نگاه کنید در آسمان و زمین چیست؟‌ این نشانه‌ها و هشدارها برای قومی که ایمان نمی‌آورند، سودی ندارد.

 

فَهَلْ يَنْتَظِرُونَ إِلاَّ مِثْلَ أَيَّامِ الَّذينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِهِمْ قُلْ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرينَ (۱۰۲)

آیا انتظارِ آنها چیزی غیر از مثل روزهای کسانی است که پیش از آنها درگذشتند؟ بگو منتظر باشید که من هم با شما از منتظرانم.

 

‍ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنا وَ الَّذينَ آمَنُوا كَذلِكَ حَقًّا عَلَيْنا نُنْجِ الْمُؤْمِنينَ (۱۰۳)

سپس ما پیامبرانمان و کسانی که ایمان آوردند را نجات می‌دهیم. این‌چنین برعهدۀ ماست که مؤمنان را نجات دهیم.

 

«قُلِ» بگو «انْظُرُوا» نگاه کنید «ما ذا» چیست «فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» در آسمان‌ها و زمین «وَ ما تُغْنِي» سودی ندارد «الآياتُ وَ النُّذُرُ» نشانه‌ها و هشدارها «عَنْ قَوْمٍ» برای گروهی که «لا يُؤْمِنُون» ایمان نمی‌آورند.

«فَهَلْ» آیا «يَنْتَظِرُونَ» انتظار می‌کشند «إِلاَّ» چیزی جز «مِثْلَ أَيَّامِ» مثل روزهای «الَّذينَ خَلَوْا» کسانی که درگذشتند «مِنْ قَبْلِهِم» پیش از آنها؟ «قُلْ» بگو «فَانْتَظِرُوا» منتظر باشید «إِنِّي» من هم «مَعَكُمْ» با شما «مِنَ الْمُنْتَظِرين» از منتظرانم.

«ثُمَّ نُنَجِّي» سپس نجات دادیم «رُسُلَنا» پیامبرانمان را «وَ الَّذينَ آمَنُوا» و کسانی را که ایمان آوردند (از عذاب) «كَذلِكَ» این‌چنین «حَقًّا» واجب است «عَلَيْنا» برعهدۀ ما «نُنْجِ» نجات دادنِ «الْمُؤْمِنينَ» مؤمنان.

قُلِ انْظُرُوا ما ذا فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْض؛ منظور از نگاه کنید، نگاه با تفکر است. ببینید در آسمان و زمین چه می‌بینید؟ این خورشید و ماه و ستارگان و کهکشان‌ها آیا سازنده و گرداننده‌ای ندارند؟ به زمین نگاه کنید؛ کوه‌ها، درخت‌ها، گل‌ها، حیوانات و این‌همه موجودِ بی‌شمار آیا بدون خالق و مدبرند؟

نگاه کن به این پیچیدگی مغز؛ ببین خدا چطور آن را درست کرده که این‌همه ظرفیت و کارآیی دارد! به قلب و روحت نگاه کن، ببین چه صفاتی خدای تعالی در آن گنجانده؛ در نفست صفات خودت را ببین! همۀ این‌ها درونِ توست و هرچیزی در جای خودش قرار دارد. فکری کن و ببین آیا می‌شود همۀ این‌ها اتفاقی و بی‌حساب و کتاب باشد؟ بی‌شک همۀ این‌ها خالق و گرداننده‌ای دارند که نامش «اللّه» جلّ‌جلاله است.

خدای تعالی در پرانتز جواب می‌دهد کافران نگاه می‌کنند؛ با دستگاه‌های پیشرفته، خیلی خوب همه‌چیز را می‌بینند و کشف می‌کنند، امّا بنا ندارند ایمان بیاورند. این‌ها همان راهی را که درپیش گرفته‌اند، ادامه می‌دهند و هرچه هم به آنها بگویی و دلیل بیاوری، فایده‌ای ندارد. مثل معتادی که هرچه بگویی این مخدر برایت ضرر دارد، اعتنا نمی‌کند و می‌گوید نمی‌توانم ترک کنم، ولی دروغ می‌گوید. نمی‌‌خواهد تصمیم بگیرد و همت کند.

برعکسِ مؤمنان که دنبالِ حق هستند و آن را پیدا می‌کنند؛ یعنی می‌فهمند خودشان و همۀ موجودات خالقی دارند که همان خداست.

وَ ما تُغْنِي الْآياتُ وَ النُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُون؛ این نگاه کردن در آسمان و زمین برای شما مؤمنان سودمند است، ولی آنها که بنا ندارند ایمان بیاورند، فایده‌ای به‌حالشان ندارد. هرچه هم آنها را بترسانی که بعد از این دنیا خبرهای دیگری است، اعتنا نمی کنند!

گاهی در همین دنیا در سختی‌هایی می‌افتند که هیچ راهی ندارند و از تهِ دل خدا را می‌خوانند، ولی چه‌بسا دیگر کار از کار گذشته باشد.

می‌گویند آمدیم در این دنیا که بخوریم و بیاشامیم و زندگی کنیم. اگر کمی باانصاف باشند، می‌گویند اذیتِ دیگران هم نمی‌کنیم، ولی وقتی مُردیم، خاک می‌شویم و دیگر هیچ خبری نیست. آیا چنین چیزی با عقل جور درمی‌آید؟ آیا خالقی که تو را خلق کرده، به‌اندازۀ تو عقل ندارد؟ ‌تو کارِ بیهوده نمی‌کنی؛ چطور او کارِ بیهوده می‌کند که چنین دستگاهی درست کند و بعد هم هیچ خبری نباشد؟

فَهَلْ يَنْتَظِرُونَ إِلاَّ مِثْلَ أَيَّامِ الَّذينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِهِم؛ آیا این‌ها منتظرِ چیزی جز عذابی هستند که بر اقوامِ پیشین نازل شد؟ ببینید چه بر سرِ قومِ عاد و ثمود و لوط و امثال این‌ها آمد! ممکن است بر شما هم مثل آنها عذاب‌ نازل شود. سرگذشتِ آنها را بخوانید و عبرت بگیرید!

قُلْ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرين؛ بگو منتظر باشید و ما هم با شما انتظار می‌کشیم. شاید این‌ها که اشکال‌تراشی می‌کنند و بنا ندارند ایمان بیاورند، منتظرند عذابِ خدا ناگهان نازل شود و آنان را بگیرد. قطعاً اگر در اینجا عذاب‌های فردی یا جمعی نازل نشود، در عالم برزخ می‌شود و پنجۀ مرگ ناگهان آنها را در دلِ عذاب فرو می‌افکند.

رسول خدا صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله بر سرِ كشتگانِ جنگِ بدر كه آنان را در چاه يا گودالى جمع كرده بودند، ايستاد و به آنان فرمود: اى كسانى كه در اين گودال جمع شديد ﴿قَدْ وَجَدْنا ما وَعَدَنا رَبُّنا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا﴾[1]ما آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود، حق يافتيم، آيا شما هم آنچه پروردگارتان وعده داده بود، حق يافتيد؟

منافقان گفتند: رسول خدا با مردگان سخن می‌گوید!

رسول خدا صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله به آنان نگريست و فرمود: اگر اينان رخصتِ سخن گفتن داشتند، قطعاً می‌گفتند: بله؛ ﴿فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوىٰ﴾[2] بهترين توشه، تقواست.[3]

این روایت نیز از پیامبر اکرم صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله نقل شده:

«وَاللّهِ لَتَموتونَ كَما تَنامونَ، و لَتُبعَثونَ كَما تَستَيقِظونَ، و لَتُحاسَبونَ كَما تَعمَلونَ، و لَتُجزَونَ بِالإِحسانِ إحسانا و بِالسّوءِ سوءا، و إنَّهَا الجَنَّةُ أبَدا و النّارُ أبَدا»[4]

«به خدا سوگند همان‌طور كه مى‌خوابيد، مى‌ميريد و همان‌طور که بيدار مى‌شويد، برانگيخته مى‌شويد و همان‌طور که عمل مى‌كنيد، محاسبه مى‌شويد و در مقابلِ خوبی، جزای خوب می‌بینید و در مقابلِ بدی، جزای بد و به‌یقین بهشت و آتش، ابدی است.»

چطور انسان وقتی خوابِ وحشتناک می‌بیند، داد و فریاد می‌کند و گاهی هرچه می‌خواهد فرار کند، نمی‌تواند! البته این‌ها لزوماً خوابِ افراد گناهکار نیست، ولی شخص گناهکار وقتی می‌میرد، همین‌طور است. این عملِ خودِ انسان است. وقتی نفس وارد عالم برزخ می‌شود، همۀ اعمالش مقابلش ظاهر می‌شود. برای مؤمنان نعمت‌ها ظاهر می‌شود و پیامبر و ائمۀ اطهار علیهم‌السلام به ملاقاتشان می‌آیند، برای کفّار هم عذاب‌ها.

حکایت‌هایی که در این باب نقل شده، یکی‌دوتا نیست. شهید آیت‌اللّه دستغیب در داستان‌های شگفت و شیخ عباس قمی در منازل‌الآخره حکایت‌های عجیبی در این باره آورده‌اند.

مؤمن باید شاکرِ خدا باشد که خدا و پیامبر و اهل‌بیت علیهم‌السلام را قبول دارد و به قیامت و حساب و کتاب و بهشت و جهنّم و برزخ معتقد است. اگر در این دنیا ناراحتی‌هایی برایش پیش آید، می‌داند بی‌جهت نیست. اگر بی‌پول شد یا کسی تهمتی به او زد یا ناحق بلایی سرش آمد، از خدا می‌بیند و معتقد است خدای تعالی برایش هدیه فرستاده است؛ هدیه‌ای که ظاهرش بلا، امّا باطنش رشد و ترفیعِ درجه است. می‌داند خدای تعالی می‌خواهد غفلت‌هایش را کم کند تا او را بیشتر یاد کند و ایمانش قوی‌تر شود. اگر کم و کاستی دارد، می‌گوید اگر این را ندارم، درعوض نعمت‌های بسیارِ دیگری دارم که از همه مهم‌تر نعمتِ وجود است. نعمت‌ها را می‌بیند و شکر می‌کند و صبر می‌کند. برعکس، شخص کافر وقتی در ناراحتی و سختی می‌افتد، خیلی زود ناامید می‌شود و می‌گوید خاک‌ برسرم شد و بیچاره شدم.

 

روایت

از پیامبر اکرم صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله روایت شده:

«مَا لِي أَرَى‏ حُبَّ الدُّنْيَا قَدْ غَلَبَ عَلَى كَثِيرٍ مِنَ النَّاسِ حَتَّى كَأَنَّ الْمَوْتَ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا عَلَى غَيْرِهِمْ كُتِبَ وَ كَأَنَّ الْحَقَّ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا عَلَى غَيْرِهِمْ وَجَبَ وَ حَتَّى كَأَنَّ مَا يَسْمَعُونَ مِنْ خَبَرِ الْأَمْوَاتِ قَبْلَهُمْ عِنْدَهُمْ كَسَبِيلِ قَوْمٍ سَفْرٍ عَمَّا قَلِيلٍ إِلَيْهِمْ رَاجِعُونَ تُبَوِّءُونَهُمْ أَجْدَاثَهُمْ وَ تَأْكُلُونَ تُرَاثَهُمْ وَ أَنْتُمْ مُخَلَّدُونَ بَعْدَهُمْ هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ أَ مَا يَتَّعِظُ آخِرُهُمْ بِأَوَّلِهِمْ لَقَدْ جَهِلُوا وَ نَسُوا كُلَّ مَوْعِظَةٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ وَ أَمِنُوا شَرَّ كُلِّ عَاقِبَةِ سَوْءٍ وَ لَمْ يَخَافُوا نُزُولَ فَادِحَةٍ وَ لَا بَوَائِقَ كُلِّ حَادِثَةٍ طُوبَى لِمَنْ شَغَلَهُ خَوْفُ اللَّهِ عَنْ خَوْفِ النَّاسِ‏»[5]

«چرا مى‏بينيم حبِّ دنيا چنان بر دل‌هاى بسيارى از مردم غلبه كرده كه گويا مرگ در دنيا بر ديگران نوشته شده و رعايت حق بر سايرين واجب گرديده؟! گویى مردگانى كه سرگذشتشان را مى‏شنوند، مسافرانى هستند كه عنقريب به وطن بازمى‏گردند. اموات را به خاک مى‏سپاريد؛ ميراث آنها را مى‏خوريد و شما در قيد حياتيد. هيهات هيهات چرا آيندگان از گذشتگان عبرت نمى‏گيرند؟! هر موعظه‏اى كه در كتاب خداست، فراموش كرده‏اند؛ (چنان به خواب غفلتند كه) از شرِّ هر عاقبتِ بدى ايمن‏اند؛ از پيشامدهاى سهمگين نمى‌ترسند و از حوادث ناگوارى كه در انتظار آنهاست انديشه‏اى به خود راه نمى‏دهند. خوشا به حال آن‌كه ترس از خدا او را  از ترسِ مردم باز دارد!»

از امام صادق علیه‌السلام روایت شده:

مَا مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلَّا وَ لَهُ حَدٌّ قِيلَ فَمَا حَدُّ الْيَقِينِ‏ قَالَ علیه‌السلام أَنْ لَا تَخَافَ شَيْئاً[6]

برای هرچیز حدی است. سؤال شد حدِ یقین چیست؟ فرمود: اینکه از چیزی (جز خدا) نترسد.

یعنی اگر مار دید نترسد؟ حضرت نمی‌‌خواهد بگوید اگر مار و عقرب دیدی، همین‌طور بایست و نگاه کن. مسلماً دفعِ شرّ لازم است. منظور روایت این است که اگر خواستی عبادتی انجام دهی یا حرفِ حقی بزنی، از کسی نترس؛ ترسِ مسخره شدن نداشته باش!

 

[1] ـ اعراف، ۴۴.

[2] ـ بقره، ۱۹۷.

[3] ـ من لا یحضره الفقیه، ۱، ۱۸۰.

[4] ـ بحارالأنوار، ۱۸، ۱۹۷.

[5] ـ تحف‌العقول، ۲۹.

[6] ـ تحف‌العقول، ۳۶۱.


 
تمامی حقـوق نزد پایگاه اطلاع رسانی مسجد قبا محفوظ می باشد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید