عید سعید فطر ۱۴۳۷-۱۳۹۵

بسيارى از مؤمنان در طول ماه رمضان مراقب بودند و سعى كردند گناه و خطايى از آنها سرنزند و از اين رهگذر، به لطف خدا، پاكى مختصرى نصيبشان شده است. سعى كنيد اين روال ادامه داشته باشد؛ خدا را هميشه  حاضر و ناظر ببينيد و معصيت او را نكنيد. مرگ را همواره در مقابل خود ببينيد؛ چراكه ياد مرگ، مانع خوبى در برابر گناهان است.

كسى كه مقام نظامى مهمى دارد و افراد مسلح زيادى تحت فرمانش هستند، اگر اخلاق خوب و كظم غيظ نداشته باشد، فسادهاى بسيارى مى‌تواند ايجاد كند، حداقل مردم از او در وحشت به سر مى‌برند. اگر در جامعه‌اى وحشت حاكم شود، جامعه‌ى خوبى نخواهد بود؛ مردم دلسرد مى‌شوند و پيشرفتى نخواهند داشت.

ما در هر عيد فطر دعا كرده‌ايم و در هر عيدى كه مى‌رسد، منتظريم آقاى مير حسين موسوى، همسرشان، آقاى كروبى و همه‌ى زندانيان سياسى آزاد شوند. بسيارى از اين افراد براى كشور و مردم مفيدند و بايد از آنها استفاده شود. اميدواريم در اعياد پيش رو شاهد آزادى آنان باشيم! شما هم دعا كنيد.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سخنرانى عيد فطر  ۱۴۳۷

چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۴/۱۶

 

 

 

 

پس از تبريك به مناسبت عيد سعيد فطر و آرزوى قبولى اعمال همه‌ى خواهران و برادران، اميدواريم به حق محمّد و آل محمّد در اين ايام بعد از ماه مبارك رمضان، قرين صحت جسم و سلامت روح باشيد و آنچه را خداوند در اين ماه توفيق داد، از توجّه به خدا، ياد او، قرائت قرآن، توسل به پروردگار و حضرات معصومين عليهم السلام و تمام آنچه را در اين ماه مبارك انجام مى‌داديد، در طول سال، ادامه دهيد؛ مخصوصاً قرائت قرآن، حداقل روزى پنجاه آيه ـ كه سفارش امام صادق عليه السلام است ـ يا بهتر از آن، هر يك ماه يا چهل روز، يك ختم قرآن، البته با وضو، حضور قلب، روبه قبله و پرهيز از سخن گفتن در بين آن.

برخى در اين ماه، بر انجام نوافل مراقبت ويژه داشتند؛ نوافلِ نمازهاى يوميه و نافله شب. نمازهاى نافله، سنّت پيامبر است و طبق روايت، جبران كننده‌ى عدم حضور قلب در نمازهاى واجب محسوب مى‌شود، مشروط بر آنكه فقط به اين جهت كه سنّت پيامبر، مورد تأكيد حضرات معصومين عليهم السلام و مرضى پروردگار است بجا آورده شود.

بسيارى از مؤمنان در طول ماه رمضان مراقب بودند و سعى كردند گناه و خطايى از آنها سرنزند و از اين رهگذر، به لطف خدا، پاكى مختصرى نصيبشان شده است. سعى كنيد اين روال ادامه داشته باشد؛ خدا را هميشه  حاضر و ناظر ببينيد و معصيت او را نكنيد. مرگ را همواره در مقابل خود ببينيد؛ چراكه ياد مرگ، مانع خوبى در برابر گناهان است.

 

تخلّق به اخلاق خوب

 

از نيازهاى جدى همه‌ى ما در اين عالم و عالم ديگر، آراسته شدن به اخلاق اسلامى است. خداى تعالى درباره پيامبر اكرم مى‌فرمايد :

(وَ اِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيمٍ )[1]

«تو بر سجاياى اخلاقى بزرگى هستى.»

اين پيامبر و جلودار ماست و ما امّت او هستيم؛ بايد از كوچك و
بزرگ، هر كسى ادعاى مسلمانى و تشيّع مى‌كند، اين آيه را مدّ نظر داشته باشد و از پيامبر اكرم تبعيت كند.

 

صداقت

 

يكى از ويژگى‌هاى اخلاقى كه ائمه اطهار عليهم السلام در روايات مختلف بر آن تأكيد بسيار كرده‌اند، اهتمام بر راستگويى و امانتدارى است. در اصول كافى، باب «صدق و اداء الأمانة» دوازده روايت در اين باره نقل شده است. در روايت اول و دوم آن، از امام صادق عليه السلام نقل شده است :

 

«اِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَبْعَثْ نَبِيّاً اِلّا بِصِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أدَاءِ الأمَانَةِ اِلَى البَرِّ وَ الفَاجِرِ»[2]

«خداى عزّ و جلّ هيچ پيامبرى مبعوث نكرد، جز با راستگويى و اداء امانت به نيكوكار و بدكردار.

 

«لا تَغْتَرُّوا بِصَلاتِهِمْ وَ لا بِصِيَامِهِمْ فَإنَّ الرَّجُلَ رُبَّمَا لَهِجَ بِالصَّلاةِ وَ الصَّوْمِ حَتَّى لَو تَرَكَهُ اسْتَوْحَشَ وَ لَكِنِ اخْتَبِرُوهُمْ عِنْدَ صِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أدَاءِ الأمَانَةِ»[3]

«با نماز و روزه مردم فريب نخوريد؛ زيرا چه بسا انسان به نماز و روزه عادت مى‌كند تا آنجا كه اگر آن را ترك كند، به وحشت مى‌افتد، ولى آنها را به راستگويى و امانتدارى بيازماييد.»

 

«صدق حديث» (راستگويى) يعنى اگر خبرى مى‌دهد، راست بگويد و اگر از آن مطمئن نيست، به صورت احتمال بيان كند، نه با جزم و يقين.

از مصاديق صدق، اين است كه گفتار و كردار انسان مطابق هم و زبان و قلبش يكى باشد؛ يعنى اگر دعوت به راستگويى مى‌كند، خود نيز راستگو باشد و اگر دروغى گفت، بين خود و خدا استغفار كند؛ اگر مردم را به تقوا توصيه مى‌كند؛ مى‌گويد واجبات را انجام دهند و محرمات را ترك كنند، خود نيز اهل تقوا باشد كه اگر نباشد، صادق نيست؛ اگر ظلم را قبيح مى‌شمارد، خودش هم از آن پرهيز كند؛ اگر به قرآن و سنّت دعوت مى‌كند، خودش هم عمل كند. هر چه مقام و منصب انسان بالاتر باشد، مسؤوليتش در اين باره بيشتر است؛ فرقى هم بين آخوند و غير آخوند نيست.

همه‌ى مردم مكلف به صدق و امانتدارى هستند. كسى كه گفتار و كردارش از هم جدا شد، ديگر قابل اعتماد نيست؛ زيرا از مسير پيامبران و ائمه اطهار عليهم السلام خارج شده است.

 

امانتدارى

 

امانتدارى مصاديق مختلفى دارد؛ قرض گرفتن و پس دادن به موقع آن، اداء امانت است؛ حرفى كه كسى از روى اطمينان به انسان مى‌گويد و سفارش مى‌كند آن را به كسى نگويد، امانت است؛ كسى كه مالى مى‌گيرد تا بين گروهى تقسيم كند، صاحب امانت است و بايد به نحو صحيح امانتدارى كند؛ كسى كه بيت المال مسلمين در اختيارش است، هر كس باشد، بايد در چارچوب قانون و شرع آن را هزينه كند و طبق سنّت پيامبر و سيره مولا على عليه السلام رفتار نمايد. كسانى كه در عالم برزخ و قيامت جلوى انسان را مى‌گيرند، همان‌هايى هستند كه حقوقشان از بيت المال ادا نشده است. اين منحصر به خمس و زكات نيست؛ اموال فراوانى از نفت، جواهرات و معادن بزرگ و ارزشمند كه دست هر كس باشد و در آن خيانت كند، مسؤول است. اگر به كسانى كه دوستشان دارد و چاپلوسى‌اش را مى‌كنند، بيشتر بدهد و كسانى را كه از او انتقاد مى‌كنند و تذكرش مى‌دهند، محروم كند، خيانت در امانت كرده است.

مصداق ديگر امانت، خلقيات و دين مردم است. علما و معلمان دينى اگر بر اعمال خود مواظبت نكنند و جوان‌ها از دين و اعمال خوب زده شوند، در امانت خدا خيانت كرده‌اند. اين امانت پيامبر است دست كسانى كه ادعاى ديندارى مى‌كنند.

فرزندان در دست پدر و مادر امانت هستند و والدين بايد مراقب دين و خلقيات آنها باشند. هر كس هر مقامى دارد و عده‌اى زيردستش هستند، بايد اين مراقبت را داشته باشد. هر چه مقام شخص بالاتر باشد، مسؤوليتش بيشتر است. انحراف بزرگان از قرآن و سنّت، موجب انحراف بسيارى از مردم و دلسردى آنها از دين مى‌شود.

كسى كه اموال فراوان دارد، وقتى مى‌بيند مردم از شدت فقر به سوى اعتياد مى‌روند، اگر كارى نكند، مسلمان نيست.

 

عَنْ أبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَال: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّى الله عليه و آله: «مَنْ أصْبَحَ لا يَهْتَمُّ بِاُمُورِ المُسْلِمِينَ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ»[4]

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «هر كس صبح كند و به امور مسلمين همّت نگمارد، مسلمان نيست.»

 

امور مسلمين يعنى امور طبقه‌ى ضعيف. على عليه السلام در نامه‌ى خود به مالك اشتر، چندين بار تأكيد بر رعايت حال طبقه ضعيف مى‌فرمايد. اكثريت جامعه امروز ما، طبقه ضعيف هستند. چرا امثال اين افراد كه معمولاً جوان‌هاى خوبى هستند، به خاطر همين فقر و فلاكت رو به اعتياد بروند و عمر خود را به فنا دهند؟

 

قال رسول الله صلّى الله عليه و آله: «كَادَ الفَقرُ أنْ يَكونَ كُفراً»[5]

«نزديك است كه فقر به كفر بينجامد.»

 

بيشتر افراد فقير، به خاطر ضعف مالى ممكن است ايمانشان را از دست بدهند.

امور مسليمن، كارهاى مردمى است كه به مسؤولان واگذار شده است. امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد:

 

«سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ صلّى الله عليه و آله مَنْ أحَبُّ النَّاسِ اِلَى اللَّهِ؟ قَالَ أنْفَعُهُمْ لِلنَّاس»[6]

از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله سوال شد: «محبوب‌ترين مردم نزد خدا كيست؟ فرمود: كسى كه سودش به مردم بيشتر باشد.»

 

خداوند مخلوقات خود را دوست مى‌دارد، مخصوصاً شيعيان على ولى الله را، حتّى اهل تسنّن را اگر ناصبى نباشند، دوست مى‌دارد. كسانى كه على رغم وظيفه و مسؤوليت خود به وضع مادى ايشان رسيدگى نمى‌كند، هيچ محبوبيتى نزد خدا ندارد و طبق حديث نبوى، مسلمان نيست.

 

حسن خلق

 

امام باقر عليه السلام فرمود :

«اِنَّ أكْمَلَ المُوْمِنِينَ اِيمَاناً أحْسَنُهُمْ خُلُقاً»[7]

«كامل‌ترين مردم از لحاظ ايمان، خوش‌خلق‌ترين آنهاست.»

 

خوش خلقى ابتدا بايد در خانواده و با پدر و مادر، همسر و فرزندان و برادر و خواهر باشد. بعد از آن، در سطح جامعه بايد خوش خلقى را توسعه داد. هر كس بزرگ خانواده يا طايفه‌اى است يا كسانى كه در سطوح مختلف شهر و استان، در قبال مردم مأموريت و مسؤوليتى دارند؛ مثل استاندار، شهردار، فرماندار، همچنين نيروهاى پليس، سپاه، بسيج و ساير كسانى كه به امور مردم رسيدگى مى‌كنند، طبق فرمايش امام باقر عليه السلام هر كدام اخلاقش بهتر باشد، ايمانش كامل‌تر است. از آن طرف، كسانى كه با مردم بداخلاق و تندخو هستند، ايمان ضعيفى دارند. تا بالاترين سطح مسؤولان كشورى، اين روايت كاربرد و نفوذ دارد.

خلق حسن يا خوش اخلاقى، هم جنبه ظاهرى دارد و هم جنبه‌ى باطنى.

از نظر باطنى، انسان موقعى صاحب خلق خوب مى‌شود كه كينه نداشته باشد. كسى كه نمى‌تواند بدى ديگران را فراموش كند يا ببخشد و تا زنده است درصدد تلافى و ضربه زدن به طرف مقابل است، خلق خوب ندارد.

كسى كه حسود است؛ يعنى نمى‌تواند ببيند ديگران از او جلو افتاده‌اند و به محض اينكه ديد كسى در كمال استحقاق، صاحب موقعيت يا نعمتى شده، حسدش را مى‌برد، اخلاق بد دارد و بايد خود را اصلاح كند.

رياكارى خلق بد است. ريا همه چيز را باطل و نابود مى‌كند. ريا يعنى شرك؛ چراكه رياكار مى‌خواهد مردم از كار خوبش با خبر شوند و تعريفش كنند. خلق خوب پيامبر و ائمه اطهار عليهم السلام اين گونه نبود.

كسى كه اسير غضب است و بر سر كوچك‌ترين مسائل، به شدت عصبانى مى‌شود، بد اخلاق است و ضعف ايمان دارد. ابراز مكرر غضب، حتّى مى‌تواند ايمان شخص را از بين ببرد.

بايد از خلقيات بد مهذب شد. على الخصوص طلّاب بايد از ابتداى ورود به حوزه، نسبت به تهذيب نفس اهتمام داشته باشند و از اخلاق خود حسابرسى كنند.

لذا خوب است انسان، هر شب يا هر روز، در موقع خاصى بنشيند و اخلاق بد خود را بررسى كند؛ ببيند از چه راهى مى‌تواند آنها را پاك كند.

حسن خلق از جهت ظاهرى؛ يعنى با تبسم با ديگران روبرو مى‌شود و به تعبير روايت «بُشرُهُ فى وَجهِه» شادى‌اش در چهره‌اش است. اگر در يك خانواده، مرد يا زن عبوس بنشيند و هر چه همسر يا فرزندان صحبت مى‌كنند، پرخاشگرى يا بى‌اعتنايى كند، اين خلق بد است. مؤمن اين طور نيست كه در خانواده عبوس و خشمگين باشد و بيرون خانه، متواضع و شاداب؛ اين رياست.

هر چه وسعت اجتماعى انسان بيشتر باشد، بايد حسن خلقش با مردم بيشتر باشد. از مهم‌ترين مصاديق حسن خلق؛ گذشت، عفو و كظم غيظ است. كسى كه مقام نظامى مهمى دارد و افراد مسلح زيادى تحت فرمانش هستند، اگر اخلاق خوب و كظم غيظ نداشته باشد، فسادهاى بسيارى مى‌تواند ايجاد كند، حداقل مردم از او در وحشت به سر مى‌برند. اگر در جامعه‌اى وحشت حاكم شود، جامعه‌ى خوبى نخواهد بود؛ مردم دلسرد مى‌شوند و پيشرفتى نخواهند داشت.

 

جاه‌طلبى و چاپلوسى

 

(تِلْکَ الدّارُ اْلآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوّآ فِي الاْرْضِ وَ لا فَسادآ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ )[8]

«اين سراى آخرت را براى كسانى مهيّا كرده‌ايم كه در پى تكبّر و فساد در زمين نيستند و حسن عاقبت براى پرهيزگاران است.»

 

«علو» يعنى جاه‌طلبى؛ يعنى بخواهد ديگران به او احترام بگذارند و دستش را ببوسند. دوستان به حساب تواضع و محبّت، اين كار را مى‌كنند، ولى هيچ كس نبايد چنين توقعى از ديگران داشته باشد. نبايد انتظار داشته باشد همگان از او مدح و تعريف كنند.

مولا على عليه السلام در سفارش به مالك اشتر مى‌فرمايد: مبادا اجازه دهى در مقابلت تعريفت كنند! مبادا به اين كار عادت كنى! چاپلوسان را از اطراف خود دور كن.

نقل شده كسى مى‌خواست در حضور پيامبر، از على عليه السلام مدح نابجايى كند، حضرت فرمود: دهن او را ببنديد.

 

رسول خدا صلّى الله عليه و آله مى‌فرمايد :

«اّحْثُوا فِي وُجُوهِ الْمَدَّاحِينَ التُّرَابَ»[9]

«بر صورت مدّاحين خاك بريزيد.»

 

مبادا اين طور باشد كه اطراف آقايان را افراد چاپلوس و متملّق بگيرند! در يك خانواده هم اگر اين طور باشد، اشتباه است. اگر كسى از سر صدق و اخلاص از كسى تعريف كند، براى خودش خوب است، ولى بزرگ خانواده بايد همه را به يك چشم ببيند. مخصوصاً دخترها را؛ نه اينكه كسانى را كه تعريفش مى‌كنند، بيشتر تحويل بگيرد.

ما در هر عيد فطر دعا كرده‌ايم و در هر عيدى كه مى‌رسد، منتظريم آقاى مير حسين موسوى، همسرشان، آقاى كروبى و همه‌ى زندانيان سياسى آزاد شوند. بسيارى از اين افراد براى كشور و مردم مفيدند و بايد از آنها استفاده شود. اميدواريم در اعياد پيش رو شاهد آزادى آنان باشيم! شما هم دعا كنيد.

 

 

[1] ـ قلم، 4.

[2] ـ كافى، 2، 104.

[3] ـ همان.

[4] ـ كافى ،2، 163.

[5] ـ كافى، 2، 307.

[6] ـ كافى، 2، 164.

[7] ـ كافى، 2، 99.

[8] ـ قصص، 83.

[9] ـ من لا يحضره الفقيه، 4، 381.


 
تمامی حقـوق نزد پایگاه اطلاع رسانی مسجد قبا محفوظ می باشد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید